خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ ژانویه 2008

وقتی آخرین قطعه پازل هزارتایی اش رو گذاشت ازش قول گرفتم که بهتر شه. با لب های رنگ پریده و پیشانی تب دارش گفت باشه…          درست از تعطیلات کریسمس شروع کرد به تب کردن. یعنی یک چند روزی بود که می دیدم بی حاله اما فکر می کردم بیشتر تنبلی می کنه تو تعطیلات [...]

نوشته را کامل بخوانید »