فقط کافی بود چشمهایت را ببندی و بعد از چند لحظه باز کنی. فراموش کنی کجا هستی و بعد وقتی چشمهایت را باز کردی به منظره روبرو نگاه کنی. باورت نمی شد که فرسنگ ها در دل اقیانوس جلو رفته ای. هر طرف که نگاه می کردی آبی بود و بی انتها. هر سو که [...]
بایگانیِ مارس 2008
سرزمین آفتاب
ارسالشده در آمريكا, خاطره, دریا, سفر, غزل در مارس 28, 2008 | 7 دیدگاه »
سال نو همهي دوستان مبارك
ارسالشده در بهار, عكس, هفت سین در مارس 21, 2008 | 7 دیدگاه »
بهاری دیگر، زایشی دیگر
ارسالشده در بهار, دلتنگی, سالگرد, شاعرانه, هفت سین در مارس 11, 2008 | 12 دیدگاه »
عدس ها را در کاسه می ریزم . رویشان آب می ریزم و می گذارم که آن گوشه مجاور گرماده اتاق خیس بخورند تا آماده شوند برای سفره ی عید. به مبارکی و میمنت قدوم بهار… به غزل می گویم که کم کم وقتش است که تخم مرغ های عید را رنگ کند. سالهاست که [...]