خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ مارس 2008

سرزمین آفتاب

فقط کافی بود چشمهایت را ببندی  و بعد از چند لحظه باز کنی. فراموش کنی کجا هستی و بعد وقتی چشمهایت را باز کردی به منظره روبرو نگاه کنی. باورت نمی شد که فرسنگ ها در دل اقیانوس جلو رفته ای. هر طرف که نگاه می کردی آبی بود و بی انتها. هر سو که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

 

نوشته را کامل بخوانید »

عدس ها را در کاسه می ریزم . رویشان آب می ریزم و می گذارم که آن گوشه مجاور گرماده اتاق خیس بخورند تا آماده شوند برای سفره ی عید. به مبارکی و میمنت قدوم  بهار… به غزل می گویم که کم کم وقتش است که تخم مرغ های عید را رنگ کند. سالهاست که [...]

نوشته را کامل بخوانید »