<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: زندگی در آی. سی. یو</title>
	<atom:link href="http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/</link>
	<description>تجربه های یک پزشک زن دور از وطن. تجربه ی زندگانی از نوعی دیگر</description>
	<lastBuildDate>Wed, 23 Jun 2010 22:30:02 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: نسرین</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-344</link>
		<dc:creator>نسرین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Nov 2008 16:16:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-344</guid>
		<description>سلام عزیزم چه با احساس و اثر بخش هستی.در تمام لحظات که مطلبت را می خواندم برایت دل سوزاندم و از صمیم قلب دوستت داشتم.من یک پرستار هستم و خوب تو را درک می کنم.به خدا توکل کن و به عشق نی نی زیبایت لبخند بزن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عزیزم چه با احساس و اثر بخش هستی.در تمام لحظات که مطلبت را می خواندم برایت دل سوزاندم و از صمیم قلب دوستت داشتم.من یک پرستار هستم و خوب تو را درک می کنم.به خدا توکل کن و به عشق نی نی زیبایت لبخند بزن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: نوشین</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-305</link>
		<dc:creator>نوشین</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 Oct 2008 16:19:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-305</guid>
		<description>امیدوارم مرا به یاد داشته باشی 
از این که مادر موفقی شده ای خوشحالم
تقریبا هفته ای یک بار خانه قدیمی اتان در خیابان لادن را می بینم. هنور آنجا را خراب نکرده اند و من هر بار یاد شما میآفتم همرا با حسرت این که چرا قدر دوستی تو و ماندانا را در موقع لازم ندانستم. امیدوارم موفق باشی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>امیدوارم مرا به یاد داشته باشی<br />
از این که مادر موفقی شده ای خوشحالم<br />
تقریبا هفته ای یک بار خانه قدیمی اتان در خیابان لادن را می بینم. هنور آنجا را خراب نکرده اند و من هر بار یاد شما میآفتم همرا با حسرت این که چرا قدر دوستی تو و ماندانا را در موقع لازم ندانستم. امیدوارم موفق باشی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: بهروز</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-204</link>
		<dc:creator>بهروز</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 18:03:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-204</guid>
		<description>منتظرم تا خبر خواهر شدن غزل رو بشنوم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منتظرم تا خبر خواهر شدن غزل رو بشنوم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: Auntie</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-183</link>
		<dc:creator>Auntie</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Aug 2008 06:28:45 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-183</guid>
		<description>روز پزشک مبارک!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روز پزشک مبارک!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: فائزه</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-181</link>
		<dc:creator>فائزه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 10:20:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-181</guid>
		<description>پس نی نی سپتامبر به دنیا می آید ؟! دو سال پیش این مموقع فکر می کردی نی نی دار بشی ؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پس نی نی سپتامبر به دنیا می آید ؟! دو سال پیش این مموقع فکر می کردی نی نی دار بشی ؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: مهدي جعفري</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-179</link>
		<dc:creator>مهدي جعفري</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Aug 2008 09:50:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-179</guid>
		<description>سلام امروز از طريق وبلاگ هومن امدم، ياد شما افتادم وگذشته؛ تقريبا هيچكدامان باهم ارتباط نداريم خوبه يا بده نميدونم ولي اينجوري ديگه كارم جوري شده كه كمي فرصت دارم از  اين كارهها بكنم (اينترنت گردي) برحال ببخشيد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام امروز از طريق وبلاگ هومن امدم، ياد شما افتادم وگذشته؛ تقريبا هيچكدامان باهم ارتباط نداريم خوبه يا بده نميدونم ولي اينجوري ديگه كارم جوري شده كه كمي فرصت دارم از  اين كارهها بكنم (اينترنت گردي) برحال ببخشيد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: بهروز</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-178</link>
		<dc:creator>بهروز</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 06:04:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-178</guid>
		<description>سلام -- ممنونم که یادم کردی. به امید خدا فردا این موقع ما تو محضر هستیم. جای شما رو حتما خالی می کنم. ای دنیا ... چرا ذات تو اینجوریه. از دعا هات هم ممنونم. برات گفتم که از وقتی موضوع مطرح شد - خودم رو سپردم و حرص نخوردم. این قدر آروم که بانو به احساسم شک کرده! 

منتظر اومدن کوچولو هستم. زود برام عکس بفرست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام &#8212; ممنونم که یادم کردی. به امید خدا فردا این موقع ما تو محضر هستیم. جای شما رو حتما خالی می کنم. ای دنیا &#8230; چرا ذات تو اینجوریه. از دعا هات هم ممنونم. برات گفتم که از وقتی موضوع مطرح شد &#8211; خودم رو سپردم و حرص نخوردم. این قدر آروم که بانو به احساسم شک کرده! </p>
<p>منتظر اومدن کوچولو هستم. زود برام عکس بفرست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: باران</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-177</link>
		<dc:creator>باران</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Aug 2008 00:47:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-177</guid>
		<description>سلام بانو. ان شاالله همین طور به خیر و خوبی پیش می ره و وقتی که وقتشه فرشته ی کوچولوت رو می بینی. راستش من 18 هفته ام هست. خیلی بی تابم برای دیدنش. هر چند به قول تو نعمت بزرگی است تا آخر حاملگی در شکم مادر ماندن! نمی دانم چطور باید 160 روز دیگر صبر کنم. 
من که این چیزها را می خوانم کلی نگران می شوم چه برسد به تو که می بینی. خدا خیرت دهد و سلامت به تو و نوزادت و خانواده ات.
به امید دیدار</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بانو. ان شاالله همین طور به خیر و خوبی پیش می ره و وقتی که وقتشه فرشته ی کوچولوت رو می بینی. راستش من 18 هفته ام هست. خیلی بی تابم برای دیدنش. هر چند به قول تو نعمت بزرگی است تا آخر حاملگی در شکم مادر ماندن! نمی دانم چطور باید 160 روز دیگر صبر کنم.<br />
من که این چیزها را می خوانم کلی نگران می شوم چه برسد به تو که می بینی. خدا خیرت دهد و سلامت به تو و نوزادت و خانواده ات.<br />
به امید دیدار</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: غزال</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2008/08/12/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c-%d8%b3%db%8c-%db%8c%d9%88/#comment-176</link>
		<dc:creator>غزال</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Aug 2008 07:27:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.wordpress.com/?p=87#comment-176</guid>
		<description>اصلاً نمی تونم تصور کنم که چنین جاهایی بتونم کار کنم. وووووووووووووویییی!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اصلاً نمی تونم تصور کنم که چنین جاهایی بتونم کار کنم. وووووووووووووویییی!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
