خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ نوامبر 2008

“بهار بود و اردی بهشت و شالی زار های شمال! سال دوم دبیرستان بودم. رژیم صدام بی وقفه شهرهای ایران رو بمباران می کرد و مدرسه از عید تعطیل شده بود. ما هم مثل صدها هزاران نفری که تهران رو ترک کرده بودند شمال رفته بودیم به امید اینکه شرایط بحرانی جنگ برطرف بشه و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

و آن چرخش حساس…

چند هفته ی پیش بود… اومد کنارم نشست و به صفحه لپ تاپ که جلوم باز بود خیره شد… هر وقت می خواد درباره ی چیز مهمی با من صحبت کنه می یاد و ساکت کنارم می شینه… دستش رو می اندازه دور گردنم و می ذاره که سکوت بین من و او هم نوایی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

با او …

امیدوارم دنیا آینده بهتری با او داشته باشد. *Photo: Damon Winter/The New York Times

نوشته را کامل بخوانید »