چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸
در کهریزک آب را می لیسیدیم
ماجد، الف، یکی از دستگیر شدگان روز 18 تیر است. این دانشجوی بیست و چند ساله، پس از آزادی ازبازداشتگاه کهریزک در گفت و گو با روز از شرایط مخوفی گفته که بر این زندان حاکم است.
کی و در کجا بازداشت شدید؟
تقاطع اسکندری شمالی و خیابان انقلاب. دقیقا روبروی ایستگاه اتوبوس بی آرتی ایستگاه قریب. ساعت 6. 30.
چگونه بازداشت شدید؟
به همراه یکی ازدوستانم به درحال حرکت به سمت انقلاب و ازآنجا کوی دانشگاه بودیم. سرو صداهاورفت وآمد بسیار زیاد بود و مامی خواستیم زودتر به محل مورد نظر برسیم. ما می دیدیم که یگان های ویژه به سمت مردم یورش می آورند، برای اینکه با آنها روبرو نشویم از کوچه های فرعی عبورمی کردیم. درآنجا هم لباس شخصی ها و نیروهای بسیجی بودند واز همه خطرناکتر. بنابراین تصمیم گرفتیم به خیابان انقلاب برگردیم. در تقاطع اسکندری درگیری شدیدی بود. ما هم به مردم پیوستیم وحدود یک ساعت برای عبور از سد ماموران وپیوستن به موج سبزتلاش کردیم.
آیا شعار می دادید؛ یا سنگ پرتاب می کردید؟
بله. همه همین کاررا می کردند. در برابر چماق و گلوله چکار می توانستیم بکنیم؟ اصلا کسی برای غیر از این کار درآن محل نبود. دختران از خیابان های فرعی سنگ می آوردند وبه عنوان گروههای پشتیبانی عمل می کردند. خانواده های مستقر درمحل هم شربت و آب درست می کردند و به معترضان می دادند.
شما را شناسایی کردند؟
نه. من دریک حمله ناگهانی وغافلگیرانه به دام افتادم. درحالی که با نیروهای گارد ویژه درحال ستیز بودیم، ازخیابان اسکندری جنوبی موتور سواران لباس شخصی به سرعت وارد خیابان انقلاب شدند ومسیر ما را از پشت مسدود کردند و مارا گرفتند. هیچ فرصتی هم برای اطلاع رسانی دیگران به ما نبود.
چند نفر بازداشت شدند؟
بین ما، وقتی گاز اشک اور را زدند نزدیک به 10 یا 12 نفر را بازداشت کردند. وقتی گاز خوردیم هیچ کاری نتوانستیم انجام دهیم. ترکیبات گازی که ماموران به مردم می زنند بسیار متفاوت تر از گازاشک آور است به دلیل اینکه این نوع گاز به محض اصابت و استشمام باعث بی حالی و کدری دربدن می شود. وقتی این نوع گاز که حاوی سی او اس است به بدن وارد شود قدرت کاری و تصمیم گیری از بین می رود و به راحتی به دام خواهی افتاد.
پس از بازداشت درمحل انقلاب چه اتفاقی افتاد؟
درهمانجا و حین دستگیری مارا به شدت کتک زدند. یعنی درحالی که نمی توانستیم حرکت چندان زیادی را انجام دهیم(به دلیل گازگرفتگی) ناگهان 6، 7 نفر ریختند روی سرما و شروع کردند به ضرب وشتم. با با توم های الکتریکی ومشت ولگد؛ قدرت هیچ نوع دفاعی را نداشتیم.
دوستتان هم بازداشت شد؟
خیر. او هنگام قیچی مردم توسط نیروها برگشته بود تا به مجروحینی که گازخورده اند کمک کند.
بنابراین شما را به بازداشتگاه بردند.
بله. به ستادفرماندهی نیروی انتظامی درکارگرجنوبی.
آنجا چندنفر بودید؟
خیلی زیاد. قریب به 50نفر.
در آنجا هم شما را کتک زدند؟
نه.
تاچه زمانی شما را در آن جا نگه داشتند؟
تا نیمه های شب. فکرمی کنم ساعت 4 صبح بود که برای انتقال به جایی که بعدا فهمیدیم کهریزک است، ما راحرکت دادند.
همه را به کهریزک بردند؟
بله. با یک یا دو اتوبوس. دست و پاهایمان را زنجیر زدند، چشم هایمان را بستند وسوار اتوبوس کردند.
از اوضاع کهریزک بگویید.
وقتی رسیدیم اول از همه همگی مارا کتک مفصلی زدند. دوباره ساعت 6صبح بود که 13 الی 14 نفر ریختند سر ما و با فحاشی های بسیار رکیک ما را به باد کتک گرفتند. همه رابا باتوم های شوک آور زدند. بعد لختمان کردند و به رویمان آب پاشیدند و با کابل وزنجیر به ما یورش آوردند. آن موقع اغلب ما به دلیل بی خوابی و دردهای بدنی عملا بی جان شده بودیم و رمقی برایمان نمانده بود. با این برخوردها درمحوطه کهریزک توان بلند شدن هم نداشتیم.
به چه دلیل کتک زدند؟
بی دلیل. فحش می دادند ومی گفتند منافق، آشغال و هزاران فحش دیگر که گفتنی نیست.
شکل و شمایل آـنها چگونه بود؟
بسیار عادی. دقیقا شکل مردم عادی لباس می پوشیدند. حتی برخی شلوار لی به تن داشتند. برخی ریش وسبیل داشتند و بعضی هم نداشتند. یعنی اصلا تصویر خاصی نداشتند. ولی ازنگاه های غضب آلود و برخوردهای خشن شان معلوم بود که یا حسابی پول می گیرند و یا اینکه شستشوی مغزی شده اند و یا هردوی اینها.
وضعیت محل اسکان چگونه بود؟
افتضاح. سوله هایی ساخته بودند که بوی رطوبت درآن بیش از هرچیزی آزار می داد. دراین سوله ها تعداد زیادی کانتینر هست که برای نگهداری 5نفر ساخته شده. ولی همه مارا ریختند در این کانتینر های 5 نفره. حداقل 20 نفر در هر کانتینر. آنجاامکانات بهداشتی درحد صفر است. بازداشتگاه وسط بیابان است و داخل اآنها خیلی گرم می شود. هوای مناسب برای استشمام وجودندارد و خیلی ها مریض شدند.
برای دستشویی چه می کردید؟
همه 20 نفر را یک جا دستبند وپابند می زدند و به جلوی توالت ها می بردند. بعضی وقت ها هم از بیرون بردن خبری نبود برای همین در داخل کانتینرها، بوی تعفن همه چا پیچیده بود.
وضعیت غذا چطور بود؟
نزدیک 48ساعت چیزی به ما ندادند. بعد از آن فقط نان دادند. نان لواش بیات چند روز مانده. از همه سخت تر این بود که آب نداشتیم. آب را اززیر در می ریختند روی کف کانتینر تا لیس بزنیم. ما هم قسمتی را آماده کردیم تا آب در آنجا جمع بشود. جایی که کمتر جای پا روی آن وجود داشت. اما فهمان جا هم روز بعد آلوده تر شد و موقع کتک زدن بعدی، به کثافت کشیده شد.
یعنی در این مدت فقط نان خوردید؟
نه. گاهی اوقات به اصطلاح شیر هم می دادند که درآن کلی آب ریخته بودند. گاهی وقت ها هم سیب زمینی می دادند.
از شما چه می خواستند؟
هیچ. فقط کتک می زدند. هر روز چند نوبت. خیلی اوقات شب ها هم می آمدند و می زدند.
بقیه مدت روز چه می کردید؟
هیچی. از این صبح تا صبح بعد در این به اصطلاح سلول های کثیف بودیم. جا انقدر تنگ بود که تکان نمی توانستیم بخوریم، آن هم در حالیکه همه خونین ومالین بودیم. برای خواب هم نه پتو وجودداشت ونه بالش. زندانیان روی پاهای یکدیگر می خوابیدند.
درطول روز چندبار برای گردش و هواخوری بیرون می رفتید؟
گفتم که اصلا بیرون نمی بردند. محوطه آنجا خیلی کوچک بود وتعداد زیاد. فقط یک سوراخ، به اندازه یک وجب بالای سقف بلند بازداشتگاه محل نگهداری ما وجود داشت که فقط از نور آن متوجه زمان می شدیم.
شکنجه دیگری هم بود؟
بله؛ بسیاری را برای ساعات طولانی آویزان کرده بودند. خیلی ها را فقط کتک می زدند واین بهترین قسمت بود. عده ای را درانفرادی ها نگه می داشتند. دست وپای خیلی ها را درقیر داغ می سوزاندند. دندان خیلی ها در این مدت شکسته شد. بیشتر کسانی که به کهریزک رفته اند دندان سالم ندارند. کم سن وسال ها را برای اعدام به پای چوبه دارمی بردند، طناب را دور گردن آنها می انداختند ودوباره پائین می آوردند. بچه ها می مردند و زنده می شدند اما آنها در همان حال هم کتک می زدند وفحش های ناموسی بسیار زشتی می دادند. زندانیانی که قوی تر بودند از همان اندک غذا هم محروم بودندو بیشتر وقت در کانتینر می ماندند آن هم در حالیکه موش های زیادی را درسوله ها رها کرده بودند و…
و چی؟ آیا تجاوز هم در کاربود؟
متاسفانه بدترین قسمت شکنجه ها همین بود. کسانی راکه آرام تر و جوان تر بودند مورد تجاوز قرار می دادند. ما مرتب فریادهای این بچه ها را می شنیدیم.
شما به چشم خودتان دیدید؟
بله. 3 نفر از هم سلولی های من برایشان پیش آمد. هرسه زیر 22 سال داشتند. اینها را روزی یک بار می بردند. البته پس از آن آمپول هایی به آنهاتزریق می کردند که استراحت کنند!
آیا از آنها خبری دارید؟
بله. آزاد شدند.
کسی کشته شد؟
ازمیان افراد اتاق ما نه. اما در اتاق های دیگر چرا. خیلی از این هایی که خبر فوت شان را به تازگی اعلام می کنند، مدت ها قبل جان شان را از دست داده بودند. یعنی بین کشته شدن واعلام فوت آنها به خانواده ها چندروز طول می کشد.
چرا؟
برای اینکه از فاصله بازداشت آنها بگذرد و بگویند که مثلا فلانی بازداشت بوده وزیر شکنجه نمرده است. در حالیکه شکنجه ها به حدی بود که بسیاری از کشته شدگان همان روزهای اول کشته شدند.
هنگام آزادی به شما چه گفتند؟
چیزی نگفتند. از ما تعهد گرفتند. بعد عکس گرفتند. اثر انگشت و جزئیات افراد خانواده، محل سکونت زندانی وافراد درجه یک خانواده. بعد ما را رها کردند.
الان وضعیت جسمانی تان چگونه است؟
تحت درمان هستم. دنده های سمت راستم شکسته و همینطوردندان هایم. گوش چپم دچار افت شنوایی شده ولی درمجموع خوب هستم. زنده ام.
آیا باز هم به تظاهرات خواهید رفت؟
معلوم است؛ دارم خودم را برای سه مراسم آماده می کنم. اول چهلم نداآقا سلطان. دوم مراسم تنفیذ آقای رییس جمهور وسوم تحلیف او.
…
توجه: خواهش می کنم در بخش نظرات فحش ننویسید چون حتما حذف خواهد شد!
دروغ ميگوييد عزيزان. من هم ميتوانم بشينم داستان سرايي كنم كه آقا فلان كار شد و فلان كار نشد. بدون سند بدون اسم هر دروغي ميزنيد كه ادعاي خود را ثابت كنيد و لي مردم هوشيارتر از اين حرها هستند. اگر راست ميگوييد چرا فقط در سايت شما اين مطلب وجود دارد؟
حامد جان، ریده شد به هیکل انقلابی ات عزیز!
خامنه ای از ترس بازدید نمایندگان مجلس مجبور شد دستور تعطیلی بازداشتگاه رو بده.
حقوق شهروندی درمورد مجرمین هم طبق قانون لازم الاجراءست ادعای توخالی اسلامی بودن این حکومت چهره اسلام واقعی وعدالت مولا علی ع راهم زیر سوال میبرد که درمورد قاتل خودش سفارش میکند که بیش از ضربه ای که به من وارد کرد به او نزنید اما اینجا جوانی را به صرف حضوردراعتراضات خیابانی ازلحاظ روحی وروانی نابودمیکنند چرا!!!! پس فرق حکومت طاغوت واسلام درچیست؟ مشکل ازاسلام نیست مشکل از مسلمانی این نامسلمانهاست که بعد از گذشت 30سال به اصطلاح انقلاب اسلامی دمارازروزگارمردم دراوردند ودین وایمان مردم را یکجا از مردم گرفتند !!!!!!!!!!!!! ای جوانان گرفتاردربند یه روز درمحضر عدل الهی ثابت میشه که بیگناهی
یه دلیل بیار که کسی که متن رو میخوانه باورش کند راست و دروغ ان مشخص بشه!
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
آن عوعو سگان شما هم بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما هم بگذرد.
خطاب به این آقا جواد .میگم اینها به وطن خودشان خیانت کردند . یا تو که نشستی و هر بلایی سر مردمت اومد هیچی نگفتی.جواد جان تا وقتی برای عملیات تجاوز همچون کسایی مثل تو هستند. و دوستان انقلابی رو سر حال می یارند .احتیاج به کس دیگه ای نیست. کمی مواظب باسنت باش بچه.
ضمن تشکر از همه دوستان ،آری مشکل ازاسلام نیست مشکل ازمسلمانی این نامسلمانهاست که خود در کاخ های مرمرین نشسته و با بازی گرفتن شور وغیرت جوانان پاک این مرزبوم انها را به جان هم انداختند.آقایان رفسنجانی ، احمدی نژاد، موسوی ،خاتمی و….باید بدانند که چرا وبه چه دلیل ملت در سالهای 57 وقبل از آن به خیابانها ریختندو200هزار شهید وبیش از 800هزار جانباز وشیمیای دادند. و دوستان عزیز بایدکمی توجه داشته باشند وجان خود را به خاطر موسوی یااحمدی نژاد ویا.. به خطر نیندازندوپله صعو د نااهلان قرا نگیرند.چون تاریخ ثابت کرده که همیشه در پسه معرکه عده ای گرگ صفت دندان تیز کردند.از دوستان خواهشمندم نسبت به هم احترام گذاشته ودر محیط دانشگاه ،کار و محل سکونت باهم مهربان باشند. ونسبت به هم دروغ ،افترا و توهین نگویند . دوستان این دعوا دادخواهی برای عدالت ومردم داری ودین و وطن نیست بلکه دعوای تصاحب قدرت ومقام وزور است.و بالاخره این سخن از یکی از بزرگان که اگر توان تغییر چیزی را نداری آن را به خدا واگذار .
عجب داستان جالبی… شبیه رمانهای ترسناکه.. توصیه می کنم این را در کتاب «قصه های خوب برای بچه های خوب» چاپ کنید تا شاید بچه های کم سن و سال باورشان بشه!
احمد جان سلام ، ببین حتی اگه این موضوع درست هم باشه که یقینا اینطور نیست باز هم در اینکه حکومت ، حکومت درستی هیچ شکی نیست بزار اینا هرچی میتونن دروغ بنویسند بالاخره یه روزی باید جواب این نوشتهاشونو بدن.
دوست من اگه راست گفته باشی که شک دارم راست گفته باشی. اگه انها با شما چنین نمیکردند شما این بلا را سر مردم بیچاره در میاوردید. که نمونه هاش رو همه از تلویزیون دیدند که رفقای اوباش شما به هر رهگذری تعرض و جسارت میکردند مطمئنا” اگر کسی بدون دلیل با اجر میزد وسط صورتت میفهمیدی که تو دعوا سر هم میشکنه نمیزدید تا نزنند. ضمنا” دوست من این را هم بدان مردم فقط شما چند صد نفر نیستین که خیالاتی شدین مردم انهایی هستند که نشستند خانه هایشان دارند زندگیشان را میکنند.این حماقت و توهم است که شما 24 میلیون مردم ارام را مردم حساب نمیکنید و فقط خودتونو ادم میدونید به همین خاطر جو گیر میشوید و میریزید به خیابان و کتکش را هم می خورید چون شما بچه های شلوغ این خانواده بزرگ هستید. شما توهم میکنید که زیادید چون زیاد بودن نسبی اگر همه مردم با شعور و منطقی ایران که در مقابل شما هستند هم بر فرض بعید بریزند خیابان انوقت به اندک بودن خودتان پی میبرید. باور کنید خیلی کم هستید ایران فقط خیباانهای تهران نیست ایران بزرگ است اینو بفهمید. منتها همیشه خلافکار ها چون ابراز وجود میکنند بنظر خودشان فکر میکنند همه مردمند…درحالیکه این توهمیست انهم توهمی بزرگ. حکایت شما حکایت مورچه ای در اب لیوان است که فکر میکند دنیا را سیل برده.
او: ما از مجرمان انتقام مي گيريم.(سجده آيه 22)
ای وای بر شما که متاستفانه هیچی حالیتون نیست
متاستفانه برادر من حدود 10 سال پیش در حالیکه 16 سال بیشتر نداشت بی گناه گیر یکی از این بازداشتگاه ها افتاد و خوب میدونم که این ماجرا دروغ نیست
چون همان موقع برادرم تعریف کرد که سربازان ادرار میکردند و به ما میگفتند باید بخوری
و از هر کی خوششون می آمد بهش تجاوز میکردند
یک عالمه هم کتکشون زدند و بعد امضا گرفتند که در بازداشت باهاشون خوش رفتاری شده
کاش زودتر صاحبمان می آمد و نجاتمان میداد
همه ما به کسی که انتقام خواهد گرفت ایمان داریم.
او انتقام ما را خواهد گرفت.
بازداشتگاه کهریزک
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
سوله کهریزک یا کمپ کهریزک بازداشتگاهی است که در شهر سنگ از توابع شهرری استان تهران قرار دارد.
این بازداشتگاه در حدود سال ۱۳۸۰ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به «جزیره» با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهره برداری قرار گرفت. سپس با توسعه و ساخت و ساز آن پلیس امنیت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران از آن برای نگهداری و شکنجه بعضی از بازداشتشدگان نظیر طرح اراذل و اوباش (بخشی از طرح ارتقای امنیت اجتماعی) استفاده کردند.[۱]
این مکان در سطحی پایین تر از زمین قرار دارد و زندانیان در آن نمیتوانند از حق استفاده از هواخوری استفاده کنند، استفاده از مستراح فقط یکبار در طول روز مجاز است و جیره غذایی زندانیان بسیار کم است.[۲]بازداشت شدگان در این مکان در بدو ورود مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، فضای اختصاصی به هر فرد کمتر از یک متر مربع است.[۳]
محمدباقر ذوالقدر جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران (که در دولت محمود احمدی نژاد جانشین وزیر کشور شد و فرماندهی عالی نیروی انتظامی نیز به فرمان علی خامنهای، مقام رهبری، به وی سپرده شدهاست) دراختیار دارنده این سوله نام برده میشود[۴][۵] این بازداشتگاه قبلا در دست نیروهای حزب الله لبنان حاضر در ایران بود و برخی اعضای فعال القاعده در ارتباط با لبنان و فلسطین نیز در این بازداشتگاه نگهداری میشدند. اما در سالهای اخیر بازداشتشدگان ایرانی را نیز به این بازداشتگاه پنهانی میبرند، از جمله دانشجویان زندانی.[۶] بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرکوبیهای پس از آن نیز به این مکان برده شده و تحت شکنجه قرار گرفتهاند. طی دو سال اخیر حداقل ۱۴ زندانی بر اثر خشونت زندانبانان یا عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست دادهاند. [۷][۸]
طبق گزارش تعدادی از زندانیان جریانات اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری که از این کمپ به زندان قزلحصار منتقل شدهاند، در محدوده یک سالن، ۸ اتاق، ۲ سالن قرنطینه، ۴ سوله فلزی، جمعیتی در حدود ۹۲۰ نفر زندانی بودند که در دو سوله فلزی آن زنان بازداشت شده نگهداری میشدند (گنجایش این دوسوله در حدود ۲۰۰ نفر است).[۹][۱۰]
پس از خبر کشته شدن محسن روحالامینی، فرزند یکی از مشاوران جناح اصولگرا، زیر شکنجه در بازداشتگاههای حکومتی، و تصمیم مجلس مبنی بر بازدید از زندان ها، بازداشتگاه کهریزک در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۸ به دستور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی تعطیل شد. بازدید نمایندگان از بازداشتگاه کهریزک نیز به دلیل تعطیل شدن آن احتمالا صورت نخواهد نگرفت.[۱۱]
[ویرایش] اظهارات آزادشدگان طرح امنیت اجتماعی
زندانیان در بدو ورود به کهریزک، برهنه فقط با یک زیرشلواری مجبور بودند روی سنگ و خار و خاشاک و آسفالت سینه خیز بروند و همزمان مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند یا تا حد ضعف «بشین پاشو» و «کلاغ پر» میرفتند.[۱۲]
تعدادی از بازداشت شدگان به دلیل شدت جراحات وارده و شرایط نامناسب نگهداریشان در بازداشتگاه، کشته شدند و نیروهای امنیتی با تهدید خانوادههای آنان از اعلام اسامی و دادخواهی این خانوادهها جلوگیری نمودند. بازداشت شدگان که از زمان بازداشت تا روز تولد فاطمه دختر محمد (بنیانگذار آیین اسلام) حق استفاده از حمام را نداشتند، در این مدت به بیماری هایی نظیر شپش مبتلا شدند.[۱۳]
سوله کهریزک در این زمان فاقد آب، تهویه، وسایل گرم کننده و خنک کننده، هرگونه کف پوش، موکت و تخت خواب، نور کافی، سرویس بهداشتی قابل استفاده و حمام بوده است. کمپ کهریزک تا سه ماه آب لوله کشی نداشت و زندانیان تا سه ماه حق نداشتند برای دستشویی از آب استفاده کنند. آب فقط به شرط کتک و کابل خوردن به آنها داده می شد. تا یک ماه اول آب را از گالن های گازوئیل می خوردند که موجب تهوع و استفراغ می شد. در دو ماه اول، هر زندانی می توانست فقط در ساعتهای ۱۰ صبح و ۱۰ شب ۳ دقیقه از دستشویی استفاده کند و به شرط کتک خوردن و سینه خیز رفتن و پارس کردن مثل سگ، از اب استفاده کند. البته در ۲۰ روز اول در را باز نمی کردند و بازداشتی ها مجبور بودند همانجا که زندگی می کنند جلوی هم ادرار و مدفوع کنند، بعد از ۲۰ روز که در را باز کردند کف سوله را با آب فشار قوی شستند. [۱۴]
غذا دو وعده در ساعت ۱۶:۳۰ و ۲۱:۳۰ میان زندانیان پرتاب می شد که شامل یک چهارم نان لواش و یک سیب زمینی بسیار کوچک (تقریبا ۵۰ گرمی برای هر نفر) بود. گاهی افرادی که ضعیفتر بودند و تاکنون این مکانها را ندیده بودند را وادار می کردند برای دریافت غذا چهار دست و پا مثل سگ پارس کنند و سیب زمینی را با دندان از روی زمین بردارند. در اثر سوءتغدیه به زودی زندانیان چنان وضعی پیدا کردند که با هر ضرب و شتم کوچکی بیهوش می شدند و بیشترشان یک سوم تا نصف وزن خود را از دست دادند. زندانیان کهریزک که اکنون به زندانهای دیگر منتقل شده اند هنوز به شرایط عادی برنگشته اند و به انواع بیماریهای گوارشی مبتلا هستند. در کهریزک کمتر از نیم متر جا برای هر کسی بود و زندانیان گاهی مجبور بودند نوبتی بخوابند[۱۵]
احمدرضا رادان در بازدید خود به زندانیان می گوید[۱۶]
« «ما اختیار مطلق در برخورد با شماها داریم تا ان حد که تک تک شما را بکشیم و در این بیایان ها دفن کنیم و صدایتان هم به جایی نرسد و تا مطمئن نشویم که عملیات ارتقا امنیت اجتماعی به اهداف خود رسیده ، شما در اینجا پاسخگوی ما خواهید بود و اگر در اینجا نمیرید، باید اندازه موش شوید تا از بین این میلهها بگذرید و آنوقت به دادگاه و زندان های دیگر منتقل شوید» (رو به مامورین:) «آنقدر اینها را بزنید تا صدای سگ دربیاورند ، به اندازه موش شوند و اگر کسی هم زیر دست و پا کشته شد من پاسخگو خواهم بود» »
ضرب و شتم زندانیان با باتوم، کابل ، سیم های برق بافته شده و شوک الکتریکی انجام میشد. دست و پای آنها را به صورت کمانی و قپانی می بستند و کتک می زدند. گاهی هم با دست و پای بسته آنها را تاب داده و پرت می کردند. گاهی هم دستها و پاهای زندانیان را به همدیگر می بستند. گاهی کف پای زندانیان را می زدند و سپس مجبورشان می کردند روی پاهای ملتهب خود راه بروند. گاهی برای تحقیر و وحشت ، عورت آنها را جلوی دیگر زندانیان نشان داده و با باتوم و شیشه به آنها تجاوز می کردند و در صورتی که زندانی میپذیرفت تا فحشهای بسیار رکیکی به خود دهد، شکنجه متوقف میشد. گاهی زندانیان به تخت سربازان بسته می شدند و دیگران باید روی آنها ادرار می کردند. بسیاری از زندانیان دچار مشکلات روحی روانی شدند و ۱۳ نفر تا ۳۰/۶/۸۶ کشته شدند. کسانی که دست و پایشان می شکست به بیمارستان برده نمی شدند زیرا از بیمارستان سجاد فقط برای موارد منجر به مرگ استفاده می شد و شکستگی دست و پا مورد اورژانسی محسوب نمی شد که بسیاری از این شکستگیها به طور کج جوش خورده است. از سه قلاده سوسمار نیز برای آزار بازداشتی ها استفاده می شد.[۱۷]
[ویرایش] اظهارات بازداشت شدگان مرتبط با اعتراضات به انتخابات ریاست جمهوری دهم
شاهدان عینی و بازداشتیهای آزاد شده از کهریزک، وضعیت این بازداشتگاه غیر قانونی را اینگونه توصیف میکنند: در یک سولهٔ ۲۰۰ متری بدون وجود دستگاههای تهویهٔ هوا، چندین معتاد کراکی که امیدی به زنده ماندن آنها نیست و بدنهایشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمین افتادهاند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری میشوند. بازداشتشدهها حدود ۱۰۰ نفرند که به این محیط غیر بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شدهاند. آنها صف میکشند تا بتوانند از زیر در، ولو برای دقیقهای از هوای بیرون تنفس کنند. یکی از بازداشتیها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بینایی خود را از دست داد؛ ولی با وجود اطلاع شکنجهگران کهریزک از وضعیت وی، او را از این محل غیر بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشتشدهها به اوین منتقل میشوند و فردی که بینایی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوین در حرکت بود، بر روی پای یکی دیگر از بازداشت شدگان جان میسپارد. از دیگر شکنجهها در کهریزک آن است که بدنها را خیس میکنند و بعد با شلنگ و سیم، بازداشتشدهها را کتک میزنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند.[۱۸]
به نقل از یکی دیگر از آزاد شدگان جمعیت زیادی را که مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتهاند در محیط بستهای بدون تهویه و در تاریکی مطلق قرار میدهند. این شخص عنوان کردهاست که در مدت بازداشت وی چهار زندانی فوت شدهاند. [۱۹]
جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیهای در تشریح بخشی از آنچه که در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی علیه بازداشتشدگان انجام میشود، آوردهاست که در برخی موارد بازداشتشدگان «با کتک و شلاق در صفهای منظم حتی مجبور به فحاشی به خود و ناموس خود نیز میشدند و یا روی بدن آنها بنزین ریخته و ساعتها در هوای گرم تابستانی در زیر آفتاب نگه میداشتند یا مجبور به لیس زدن کاسه توالت کلانتری شدهاند.»[۲۰]
چند روز پس از خبر کشته شدن محسن روحالامینی، فرزند یکی از مشاوران جناح اصولگرا، زیر شکنجه در بازداشتگاههای حکومتی، و تصمیم مجلس مبنی بر بازدید از زندان ها، بازداشتگاه کهریزک در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۸ به دستور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی تعطیل شد. «استاندارد» نبودن این بازداشتگاه و نداشتن شرایط لازم برای «حفظ حقوق بازداشتشدگان» از دلایل تعطیلی آن ذکر شدهاست. در حالیکه بیش از دو سال با همین وضعیت مورد استفاده قرار گرفته و پیش از این مورد انتقاد بود.[۲۱][۲۲] درحالیکه قرار بود نمایندگان مجلس شورای اسلامی از زندانها بازدید کنند، بازدید نمایندگان از بازداشتگاه کهریزک به دلیل تعطیل شدن آن احتمالا صورت نخواهد گرفت و در نتیجه، به نظر نمی رسد که اطلاعات بیشتری در مورد آن در دسترس مجلس قرار گیرد.[۲۳]
آیت الله منتظری تعطیلی این بازداشتگاه را اغفال مردم دانست و گفت نمیتوان با تعطیلی یک بازداشتگاه، «تمام گناه را به گردن یک ساختمان» انداخت. علی مطهری نماینده تهران در مجلس نیز گفت که مهم تر از بستن این بازداشتگاه پیگرد عوامل شکنجهاست. [۲۴] [۲۵]
بازداشتگاه کهریزک
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
سوله کهریزک یا کمپ کهریزک بازداشتگاهی است که در شهر سنگ از توابع شهرری استان تهران قرار دارد.
این بازداشتگاه در حدود سال ۱۳۸۰ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به «جزیره» با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهره برداری قرار گرفت. سپس با توسعه و ساخت و ساز آن پلیس امنیت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران از آن برای نگهداری و شکنجه بعضی از بازداشتشدگان نظیر طرح اراذل و اوباش (بخشی از طرح ارتقای امنیت اجتماعی) استفاده کردند.[۱]
این مکان در سطحی پایین تر از زمین قرار دارد و زندانیان در آن نمیتوانند از حق استفاده از هواخوری استفاده کنند، استفاده از مستراح فقط یکبار در طول روز مجاز است و جیره غذایی زندانیان بسیار کم است.[۲]بازداشت شدگان در این مکان در بدو ورود مورد ضرب و شتم قرار میگیرند، فضای اختصاصی به هر فرد کمتر از یک متر مربع است.[۳]
محمدباقر ذوالقدر جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران (که در دولت محمود احمدی نژاد جانشین وزیر کشور شد و فرماندهی عالی نیروی انتظامی نیز به فرمان علی خامنهای، مقام رهبری، به وی سپرده شدهاست) دراختیار دارنده این سوله نام برده میشود[۴][۵] این بازداشتگاه قبلا در دست نیروهای حزب الله لبنان حاضر در ایران بود و برخی اعضای فعال القاعده در ارتباط با لبنان و فلسطین نیز در این بازداشتگاه نگهداری میشدند. اما در سالهای اخیر بازداشتشدگان ایرانی را نیز به این بازداشتگاه پنهانی میبرند، از جمله دانشجویان زندانی.[۶] بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرکوبیهای پس از آن نیز به این مکان برده شده و تحت شکنجه قرار گرفتهاند. طی دو سال اخیر حداقل ۱۴ زندانی بر اثر خشونت زندانبانان یا عدم رسیدگی پزشکی جان خود را از دست دادهاند. [۷][۸]
طبق گزارش تعدادی از زندانیان جریانات اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری که از این کمپ به زندان قزلحصار منتقل شدهاند، در محدوده یک سالن، ۸ اتاق، ۲ سالن قرنطینه، ۴ سوله فلزی، جمعیتی در حدود ۹۲۰ نفر زندانی بودند که در دو سوله فلزی آن زنان بازداشت شده نگهداری میشدند (گنجایش این دوسوله در حدود ۲۰۰ نفر است).[۹][۱۰]
پس از خبر کشته شدن محسن روحالامینی، فرزند یکی از مشاوران جناح اصولگرا، زیر شکنجه در بازداشتگاههای حکومتی، و تصمیم مجلس مبنی بر بازدید از زندان ها، بازداشتگاه کهریزک در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۸ به دستور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی تعطیل شد. بازدید نمایندگان از بازداشتگاه کهریزک نیز به دلیل تعطیل شدن آن احتمالا صورت نخواهد نگرفت.[۱۱]
[ویرایش] اظهارات آزادشدگان طرح امنیت اجتماعی
زندانیان در بدو ورود به کهریزک، برهنه فقط با یک زیرشلواری مجبور بودند روی سنگ و خار و خاشاک و آسفالت سینه خیز بروند و همزمان مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند یا تا حد ضعف «بشین پاشو» و «کلاغ پر» میرفتند.[۱۲]
تعدادی از بازداشت شدگان به دلیل شدت جراحات وارده و شرایط نامناسب نگهداریشان در بازداشتگاه، کشته شدند و نیروهای امنیتی با تهدید خانوادههای آنان از اعلام اسامی و دادخواهی این خانوادهها جلوگیری نمودند. بازداشت شدگان که از زمان بازداشت تا روز تولد فاطمه دختر محمد (بنیانگذار آیین اسلام) حق استفاده از حمام را نداشتند، در این مدت به بیماری هایی نظیر شپش مبتلا شدند.[۱۳]
سوله کهریزک در این زمان فاقد آب، تهویه، وسایل گرم کننده و خنک کننده، هرگونه کف پوش، موکت و تخت خواب، نور کافی، سرویس بهداشتی قابل استفاده و حمام بوده است. کمپ کهریزک تا سه ماه آب لوله کشی نداشت و زندانیان تا سه ماه حق نداشتند برای دستشویی از آب استفاده کنند. آب فقط به شرط کتک و کابل خوردن به آنها داده می شد. تا یک ماه اول آب را از گالن های گازوئیل می خوردند که موجب تهوع و استفراغ می شد. در دو ماه اول، هر زندانی می توانست فقط در ساعتهای ۱۰ صبح و ۱۰ شب ۳ دقیقه از دستشویی استفاده کند و به شرط کتک خوردن و سینه خیز رفتن و پارس کردن مثل سگ، از اب استفاده کند. البته در ۲۰ روز اول در را باز نمی کردند و بازداشتی ها مجبور بودند همانجا که زندگی می کنند جلوی هم ادرار و مدفوع کنند، بعد از ۲۰ روز که در را باز کردند کف سوله را با آب فشار قوی شستند. [۱۴]
غذا دو وعده در ساعت ۱۶:۳۰ و ۲۱:۳۰ میان زندانیان پرتاب می شد که شامل یک چهارم نان لواش و یک سیب زمینی بسیار کوچک (تقریبا ۵۰ گرمی برای هر نفر) بود. گاهی افرادی که ضعیفتر بودند و تاکنون این مکانها را ندیده بودند را وادار می کردند برای دریافت غذا چهار دست و پا مثل سگ پارس کنند و سیب زمینی را با دندان از روی زمین بردارند. در اثر سوءتغدیه به زودی زندانیان چنان وضعی پیدا کردند که با هر ضرب و شتم کوچکی بیهوش می شدند و بیشترشان یک سوم تا نصف وزن خود را از دست دادند. زندانیان کهریزک که اکنون به زندانهای دیگر منتقل شده اند هنوز به شرایط عادی برنگشته اند و به انواع بیماریهای گوارشی مبتلا هستند. در کهریزک کمتر از نیم متر جا برای هر کسی بود و زندانیان گاهی مجبور بودند نوبتی بخوابند[۱۵]
احمدرضا رادان در بازدید خود به زندانیان می گوید[۱۶]
« «ما اختیار مطلق در برخورد با شماها داریم تا ان حد که تک تک شما را بکشیم و در این بیایان ها دفن کنیم و صدایتان هم به جایی نرسد و تا مطمئن نشویم که عملیات ارتقا امنیت اجتماعی به اهداف خود رسیده ، شما در اینجا پاسخگوی ما خواهید بود و اگر در اینجا نمیرید، باید اندازه موش شوید تا از بین این میلهها بگذرید و آنوقت به دادگاه و زندان های دیگر منتقل شوید» (رو به مامورین:) «آنقدر اینها را بزنید تا صدای سگ دربیاورند ، به اندازه موش شوند و اگر کسی هم زیر دست و پا کشته شد من پاسخگو خواهم بود» »
ضرب و شتم زندانیان با باتوم، کابل ، سیم های برق بافته شده و شوک الکتریکی انجام میشد. دست و پای آنها را به صورت کمانی و قپانی می بستند و کتک می زدند. گاهی هم با دست و پای بسته آنها را تاب داده و پرت می کردند. گاهی هم دستها و پاهای زندانیان را به همدیگر می بستند. گاهی کف پای زندانیان را می زدند و سپس مجبورشان می کردند روی پاهای ملتهب خود راه بروند. گاهی برای تحقیر و وحشت ، عورت آنها را جلوی دیگر زندانیان نشان داده و با باتوم و شیشه به آنها تجاوز می کردند و در صورتی که زندانی میپذیرفت تا فحشهای بسیار رکیکی به خود دهد، شکنجه متوقف میشد. گاهی زندانیان به تخت سربازان بسته می شدند و دیگران باید روی آنها ادرار می کردند. بسیاری از زندانیان دچار مشکلات روحی روانی شدند و ۱۳ نفر تا ۳۰/۶/۸۶ کشته شدند. کسانی که دست و پایشان می شکست به بیمارستان برده نمی شدند زیرا از بیمارستان سجاد فقط برای موارد منجر به مرگ استفاده می شد و شکستگی دست و پا مورد اورژانسی محسوب نمی شد که بسیاری از این شکستگیها به طور کج جوش خورده است. از سه قلاده سوسمار نیز برای آزار بازداشتی ها استفاده می شد.[۱۷]
[ویرایش] اظهارات بازداشت شدگان مرتبط با اعتراضات به انتخابات ریاست جمهوری دهم
شاهدان عینی و بازداشتیهای آزاد شده از کهریزک، وضعیت این بازداشتگاه غیر قانونی را اینگونه توصیف میکنند: در یک سولهٔ ۲۰۰ متری بدون وجود دستگاههای تهویهٔ هوا، چندین معتاد کراکی که امیدی به زنده ماندن آنها نیست و بدنهایشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمین افتادهاند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری میشوند. بازداشتشدهها حدود ۱۰۰ نفرند که به این محیط غیر بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شدهاند. آنها صف میکشند تا بتوانند از زیر در، ولو برای دقیقهای از هوای بیرون تنفس کنند. یکی از بازداشتیها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بینایی خود را از دست داد؛ ولی با وجود اطلاع شکنجهگران کهریزک از وضعیت وی، او را از این محل غیر بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشتشدهها به اوین منتقل میشوند و فردی که بینایی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوین در حرکت بود، بر روی پای یکی دیگر از بازداشت شدگان جان میسپارد. از دیگر شکنجهها در کهریزک آن است که بدنها را خیس میکنند و بعد با شلنگ و سیم، بازداشتشدهها را کتک میزنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند.[۱۸]
به نقل از یکی دیگر از آزاد شدگان جمعیت زیادی را که مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتهاند در محیط بستهای بدون تهویه و در تاریکی مطلق قرار میدهند. این شخص عنوان کردهاست که در مدت بازداشت وی چهار زندانی فوت شدهاند. [۱۹]
جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیهای در تشریح بخشی از آنچه که در بازداشتگاههای جمهوری اسلامی علیه بازداشتشدگان انجام میشود، آوردهاست که در برخی موارد بازداشتشدگان «با کتک و شلاق در صفهای منظم حتی مجبور به فحاشی به خود و ناموس خود نیز میشدند و یا روی بدن آنها بنزین ریخته و ساعتها در هوای گرم تابستانی در زیر آفتاب نگه میداشتند یا مجبور به لیس زدن کاسه توالت کلانتری شدهاند.»[۲۰]
[ویرایش] تعطیلی
چند روز پس از خبر کشته شدن محسن روحالامینی، فرزند یکی از مشاوران جناح اصولگرا، زیر شکنجه در بازداشتگاههای حکومتی، و تصمیم مجلس مبنی بر بازدید از زندان ها، بازداشتگاه کهریزک در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۸۸ به دستور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی تعطیل شد. «استاندارد» نبودن این بازداشتگاه و نداشتن شرایط لازم برای «حفظ حقوق بازداشتشدگان» از دلایل تعطیلی آن ذکر شدهاست. در حالیکه بیش از دو سال با همین وضعیت مورد استفاده قرار گرفته و پیش از این مورد انتقاد بود.[۲۱][۲۲] درحالیکه قرار بود نمایندگان مجلس شورای اسلامی از زندانها بازدید کنند، بازدید نمایندگان از بازداشتگاه کهریزک به دلیل تعطیل شدن آن احتمالا صورت نخواهد گرفت و در نتیجه، به نظر نمی رسد که اطلاعات بیشتری در مورد آن در دسترس مجلس قرار گیرد.[۲۳]
آیت الله منتظری تعطیلی این بازداشتگاه را اغفال مردم دانست و گفت نمیتوان با تعطیلی یک بازداشتگاه، «تمام گناه را به گردن یک ساختمان» انداخت. علی مطهری نماینده تهران در مجلس نیز گفت که مهم تر از بستن این بازداشتگاه پیگرد عوامل شکنجهاست. [۲۴] [۲۵]
این چرت و پرت های را ننویسد خدا رو خوش نمیاد مملکتو به لجن کشیدید
هیچ کس این اراجیف را باور نمی کند هیچ کس
خدا لعنت کند کسی را که باعث این همه بدبختی و تفرقه در جامعه شد خدا لعنت کسیو که حقیقت رو نمی خواد قبول کند بس کنید به ابادی مملکت فکر کنید
خدا قوت.
آقای مهم نیست! چقدر گرفتی؟:دی
خواهش می کنم فحش ننویسید چون حتما حذف خواهد شد!
آره بابا كي اين چرندياتو باور ميكنه؟بازداشتگاه واسه اين تعطيل شد كه توش به زندانيا پيتزا و كبابا نميدادن و سونا و جكوزي و بدنسازي و زمين گلف نداشت.ببينيد آقامون چقدر به فكر زندانياس
به نحوی که من نمیدونم یا افتضاحات این بازداشتگاه از دستشون در رفته یا عمدا به طور پنهانی اعلام شده تا به هدفی برسن. و بعد اقامون دستور به تعطیلی داده. مسلما اونها از مردن سو استفاده میکنند. پس همیشه به یاد داشته باشیم که نباید بازیچه باشیم.
موسوی-احمدی نژاد-خامنه ای-رفسنجانی-اوباما-مدویدیف-براون-حزب الله و … تنها به دنبال بازیچه هستند.
البته منظورم مردم بود. معذرت میخوام
حامد و احمد عزیز و سایر دوستان منجمد الفکر برتری شما نسبت به یابو این حجم چرب 1200 گرمی مابین دو گوش شماست کمی از آن استفاده کنید گناه ندارد” دوستان نادان من اگر این حرفها دروغ بود که آق رضایت به تعطیلی نمی داد (درخت گردکان به این بلندی درخت خربزه الله اکبر ) این درخت خربزه شده بود که قابل قایم کردن نبود یه دوش آب سرد بگیر بعد سعی کن مثل بقیه مردم عقده نداشته باشی فکرت یواش یواش راه میفته
کیخسروی نازنین که اینهمه باکلاسی…اولا” جای ضرب المثلت اینجا نبود هیچ ربطی هم نداشت. تو که اینقدر باکلاسی سیاستو ول کن برو کمی در مورد ضرب المثلها تحقیق کن .تو که دیگران را منجمد الفکر میدونی خودت خیلی سیال الفکری ها مواظب باش بخار نشوی!!!!!
سلام بچه ها به جون هم نیفتید. ما باید پشت همو داشته باشیم.آهای آقایونی که برای احقاق مدنی تون رفتین تظاهرات شما جوانمردین ولی دو دولت نامرد عاقبت جوونمردها مرگ کمتر نیست. به فکر جوونیتون باشین به پدر مادرایی که واسه بزرگ کردنتون زحمت کشیدن و آرزوی خوشبختی دارن. تو این جامعه فقط حق موسوی نیست که ضایع شده من خودم بارها استخدامی قبول شدم ولی روز آخر یکی دیگه که پارتی داشته رو جای من بردن سر کار و من هنوز با مدرک کارشناسی ارشد بیکارم. تا وقتی اکثریت مردم سر عقل نیان شما نمیتونین کاری کنین تازه مگه پدرامون انقلاب نکردن چیشد به جز اینکه خودشونو به کشتن دادن. مگه اونا نرفتن شهید بشن که مملکت اسلامی داشته باشیم پس چرا از اسلام واقعی از عدالت اجتماعی از صداقت و پاکدامنی خبری نیست روز به روز رشوه گیری و دزدی و بی ناموسی داره بیشتر میشه . در ضمن آی احمقای دیوونه شماها چقدر احمقین که ماجرای دانشگاه زنجانو شنیدینو بازم این جریانات واقعیو داستان میدونین. خدا همه پست فطرتا رو تو کثافت غرق کنه تا تو کثافت خودشون بمیرن. انشاء اله
برای ظهور امام زمان سه صلوات بفرستین
شاید آنروز که سهراب نوشت
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت.
باید اینطور نوشت:
هر گلی هم باشد
چه شقایق چه گل پیچک و یاس
تا نیاید مهدی زندگی دشوار است.
وقتی شما و باصطلاح رهبرانتان و ان مردک موسوی نا عاقل (به روی کار امده با پول هاشمی از دانشگاه ازاد و ….)رای ملت را به تمسخر گرفتید و دروغ انگاشتیدو بر خیابانها بر دارایی مردم اتش نهادیدو با سوت و کف و وحشیگری بر همه خندیدید.دیگر گفته هایتان اگرچه کمی راست باشد برای کسی مهم نیست چون انروز که نباید به تمسخر گیرید.گرفتید و راست را دروغ بنداشتید حال اگر چه بعید است که راست میگویید اما اگر هم راست بگویید مهم نیست که سزای چوپان دروغگو دریدن گوسفندانش است
به نظر من اگه داستان تاسف بار کهریزک درست باشه باید در ملاء عام اعدام بشن ار چند که حکم ان کار سنگسار است ولی یک ایرانی اصیل این کارو نمیکنه.
با سلام به همه چه موافق و چه مخالف
من و یا حتی همه شما منکر اینکه در هر جامعه ای خوب و بد پیدا میشه نیستیم
مسلما در نیروی انتظامی و یا حتی در سپاه (با توجه به اینکه در سپاه خدمت کرده ام) هم آدم خوب هست هم بد
شما فکر میکنید که کسی که مثل من به موسوی رای داده و در ناجا هم مشغوله آیا نمیتونه با اعمال جهت دار و بودار زمینه را برای بهره برداری عده ای سود جو حال خارجی و یا داخلی فراهم بکنه ؟
یادمون باشه حالا چون کاندیدای مورد علاقه من رای نیاورده نباید کنترل اعمالمو از دست بدم .
خداوند هر کسی را که در هر لباسی به کشورمان خدمت میکنه نگهدارد و هر کسی را در هر لباسی حتی لباس آخوندی !!! که به مردم و کشور خودش خیانت میکنه را به جزای اعمالش برساند انشاء الله
به امید سربلندی ایران عزیز
مهم نیست که عده ای جیره خوار که جای تعجب نداره که چشماشون رو به روی حقایق ببندند چون جیره خوار حکومتن چی دارن میگن.مهم اینه که الان اکثر مردم میدونن که آخوند ها با 30 سال حکومت ثابت کردند که شایسته حکومت نیستند.و خواستار جمهوری ایرانین.زنده باد ایران شاد,آبادوآزاد.
سلام من واقعا باور میکنم که این داستان راسته.یکی از دوستام که انترن هست تو بیمارستان این شکنجها رو دیده و اینکه خیلیها مردن
باسلام خدمت کليه خواندگان محترم
باتوجه به گفته اين شخص خود شما خواندگان محترم قضاوت کنيد آيا اگر چنين چيزي بود آيا رسانه هاي بيگانه ويا ضد انقلاب ساکت مي نشستن .بخدا قسم اينها همگي دروغ است چون من خودم جز بازداشت شدگان بودم درست است کهريزک جاي بدون امکانات بود وانتظار نداشتيم که براي کساني که ضد رژيم تظاهرات کردند مبل و صندلي بياورن ويا سفارش غذا از اکبر جوجه بدهند درسته براي کساني که تا بحال روي تشک پر قو خوابيدن ويا بحال نان و گوجه نهار ويا شام نخوردند ويا شبها سر بي شام خوابيدند جاي بسيار وحشتناکي بود .
من تازه اومدم به اين وبلاگ
شما يا اينكه يكي از حاميان كروبي هستيد و يا بدليل اينكه خارج از كشور تشريف داريد نميدونيد اينجا تو ايران چه خبره و هر دروغي رو از سايتا و ماهواره باور ميكنيد
تو ايران اوضاع كاملا” عادي است و عمده مردم كاملا” راضي دارن به زندگي خودشون ميپردازند البته اگه اين كانديداهاي شكست خورده و بيگانگان بگذارن!
ان کس که نداند و بخواهد که بداند اخر خر لنگش به مقصد برساند .ان کس که نداند و نخواهد که بداند در جهل مرکب ابد و دهر بماند.البته این شعر مصداق حال این به ظاهر طرفداران این دولت نیست چرا که این ها از من و تو بهتر همه ی وقایع رو می دونن ولی از اون جایی که پول مفت مزدوری به دهنشون مزه کرده و بی غیرت شدن بایدم الکی طرفداری کنن .ای کوروش ها ای داریوش ها کجایید که ایرانتون ویران شده .