دیروز همه ی رزیدنت های بیمارستان ما رو پیج کردند که هر کس می خواد بره هاییتی ثبت نام کنه…
چون در حال حاضر در آی سی یو هستم به من اجازه ندادند که برم … و گر نه من هم دوشنبه هاییتی بودم… احساس بدی دارم که می تونم کمکی باشم اما بهم اجازه نمی دند.
Photo from NY times
نیایش جان چقدر دوستت دارم هر روز بهت سر می زنم من تو رو از وبلاگ حامد قددوسی پیدا کردم پست قبلت خیلی منقلبم کرد تو هم برای من یه فرشته مجازی هستی که خدا فرستاده جواب ناراحتی های چند سالمه رو خدا بوسیله فهم و درک تو بهم داد ممنونم عزیزم که تو واسطه درک پیام خدا برام شدی موفق و مؤید باشی.
“الم… ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین…الذین “یومنون” بالغیب و یقیمون الصلوه و مما رزقناهم ینفقون…”
و مومنان… آنان که ایمان می آورند به نادیده…
چرا باید دران نیمه شبان سرد به سراغم می آمدند؟
دران کتاب عجیب، دران سخن ” آشنای غریب” کدامین مفهوم نهفته بود که باید در می یافتم؟
که ایمان از جنس “امید” است و نه از جنس ” یقین”؟
بانگ می زنم برین قلب شوریده…”آیا هنوز هم بر فرشتگان روی زمین باور داری؟”