<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>خانه ام ابری است &#187; انتخابات ایران</title>
	<atom:link href="http://khaneamabrist.com/category/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://khaneamabrist.com</link>
	<description>تجربه های یک پزشک زن دور از وطن. تجربه ی زندگانی از نوعی دیگر</description>
	<lastBuildDate>Sun, 11 Jul 2010 04:58:03 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='khaneamabrist.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://www.gravatar.com/blavatar/0b5265ef6e3f90836030b6d95e3d597f?s=96&#038;d=http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>خانه ام ابری است &#187; انتخابات ایران</title>
		<link>http://khaneamabrist.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://khaneamabrist.com/osd.xml" title="خانه ام ابری است" />
	<atom:link rel='hub' href='http://khaneamabrist.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>‫سوگندنامه‬‎</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2010/02/04/%e2%80%ab%d8%b3%d9%88%da%af%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%ac%e2%80%8e/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2010/02/04/%e2%80%ab%d8%b3%d9%88%da%af%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%ac%e2%80%8e/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2010 23:08:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[اميد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=421</guid>
		<description><![CDATA[<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=421&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="text-align:center; display: block;"><a href="http://khaneamabrist.com/2010/02/04/%e2%80%ab%d8%b3%d9%88%da%af%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%ac%e2%80%8e/"><img src="http://img.youtube.com/vi/s4Yl-_fXcmY/2.jpg" alt="" /></a></span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/421/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/421/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/421/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/421/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/421/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/421/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/421/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/421/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/421/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/421/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=421&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2010/02/04/%e2%80%ab%d8%b3%d9%88%da%af%d9%86%d8%af%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%ac%e2%80%8e/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://img.youtube.com/vi/s4Yl-_fXcmY/2.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>تکان دهنده تر از دروغ&#8230;</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/08/16/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/08/16/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 Aug 2009 14:46:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=337</guid>
		<description><![CDATA[یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۸ زندان و اعتراف از زبان فخرالسادات محتشمی و فرشته قاضی منبع: روز آن لاین شهادت فخرالسادات محشتمی همسر مصطفی تاج زاده درباره وضعیت زندانی ها و اعتراف گیری ها و تبلیغات دستگاه کودتا درباره آن ها، و مقاله افشاگر فرشته قاضی که مشاهدات خود را از زندان جمهوری اسلامی بازگفته از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=337&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۸</div>
<div>زندان و اعتراف از زبان فخرالسادات محتشمی و فرشته قاضی</div>
<div>منبع: <a href="http://roozonline.com">روز آن لاین</a></div>
<div></div>
<div>
<div><a href="http://www.roozonline.com/index.php?eID=tx_cms_showpic&amp;file=uploads%2Fpics%2Fghazi_mohtashami.jpg&amp;width=500m&amp;height=500&amp;bodyTag=%3Cbody%20bgColor%3D%22%23ffffff%22%3E&amp;wrap=%3Ca%20href%3D%22javascript%3Aclose%28%29%3B%22%3E%20%7C%20%3C%2Fa%3E&amp;md5=23a18597cd57102ff4751ffee8ad8695" target="thePicture"><img src="http://www.roozonline.com/uploads/pics/ghazi_mohtashami.jpg" border="0" alt="" width="150" height="98" /></a></div>
</div>
<p>شهادت فخرالسادات محشتمی همسر مصطفی تاج زاده درباره وضعیت زندانی ها و اعتراف گیری ها و تبلیغات دستگاه کودتا درباره آن ها، و مقاله افشاگر فرشته قاضی که مشاهدات خود را از زندان جمهوری اسلامی بازگفته از دردناک ترین و تکان دهنده ترن اسنادی است که در دل تاریخ می ماند. کودتاگران می روند و این حوادث پایان می پذیرد اما اسناد تاریخی می مانند و برای نسل ها شهادت می دهند</p>
<p><strong>مقاله فرشته قاضی </strong></p>
<p>صدای باز شدن دری آهنی را می شنوم و متعاقب آن صدای زنی را که دستم را گرفته و به داخل می کشد.در بسته می شود. چشم بندم را بر میدارد. دو زن در مقابلم ایستاده اند و از من میخواهند لباس هایم را در بیاورم؛ مانتو و روسری را در می آورم و کفش هایم را نیز.<br />
اما می گویند باید تمام لباس هایت را در بیاوری! من شوکه می شوم و اعتراض می کنم. زنی که قدی بلند و هیکلی درشت دارد جلو می آید. می گوید: قانون اینجا این است تمام لباس هایت را بیاور. و اشاره به لباس زیرم  می کند.مقاومت می کنم اما دستانم را می گیرد و روی زمین می نشاند و یک زن دیگر نیز به جمع این دو اضافه می شود  در میان تقلای من، تی شرتم را از تنم خارج می کنند و شلوارم را نیز. من همچنان مقاومت می کنم اما سه نفری به جانم می افتند و با خشونت هر چه تمام تر، که با ضرب و شتم همراه است، در مقابل فریادها و دست و پا زدن های من، تمام لباس هایم را از تنم خارج می کنند و به بازرسی بدن ضرب دیده ام می پردازند. می گویم: من امروز در دادسرا بازداشت شده ام و از پیش احضار شده بودم و چیزی به همراه ندارم؛ اما فایده ای ندارد. بعد از تقلایی نیم ساعته آنچه را که میخواستند می کنند و بعد تی شرت و شلوارم را می دهند و می پوشم و به سلولی منتقلم می کنند.<br />
هنوز در شوک هستم و تمام تنم درد می کند. هنوز به خودم نیامده ام که در را باز می کنند و می گویند: حاجی آمده.</p>
<p>در همان سلول چشم بندم را می بندند و چادری سرم انداخته و به اتاق بازجویی منتقلم می کنند. با خود می گویم: به بازجو اعتراض خواهم کرد و&#8230;<br />
رو به دیوار و بر صندلی می نشینم و چشم بند بر چشمانم است و از اطرافم بی خبرم. صدای مردی را از پشت سرم می شنوم که می گوید: در افغانستان با چه کسانی دیدار داشتی و برای چه سازمانی جاسوسی میکردی؟<br />
از شوک اول خارج نشده، مجددا شوک دیگری وارد می شود. می گویم: من خبرنگار سایت امروز هستم و به همین دلیل بازداشت شده ام و&#8230; هنوز حرفم تمام نشده فریاد می کشد: چند بسته قرص ضد بارداری با خود برده بودی؟ من ناباورانه می شنوم؛امابه آنچه می شنوم باور ندارم. تکرار می کند و من اعتراض میکنم اما با لحن مشمئز کننده ای می گوید: یا جاسوسی یا روابط نامشروع. انتخاب با خودته!</p>
<p>و مرا به سلول باز میگردانند.<br />
چند سال پیش و هنگام جنگ افغانستان به عنوان خبرنگار همشهری، به این کشور سفر کرده ام و امروز با گذشت سالها با چنین اتهامی مواجه می شوم یعنی مرا خاطرسفر به افغانستان بازداشت کرده اند؟ اما چرا چند سال دیر تر؟<br />
هر چه سعی می کنم بر خود مسلط باشم، نمی شود. بارها توضیح میدهم  که نه جاسوسی در کار بوده و نه رابطه نامشروعی و&#8230; اما فایده ای ندارد. بازجویی که او را نمی بینم شروع به تعریف جزئیاتی می کند که گویا در فیلم های پورنو دیده است؛ و  با لحنی مشمئز کننده.</p>
<p>یقین پیدا می کنم که مریض جنسی است و لذت می برد از  تعریف آنچه که بر زبان می آورد. احساس بی پناهی آزارم میدهد و شنیدن آنچه که در هر جلسه بازجویی ـ از مسائل جنسی و لحنی مشمئز کننده ـ از سوی بازجو بیان می شود.<br />
با چه خبرنگارانی دیدار داشتی؟ چه اطلاعاتی به آنها دادی؟ چقدر پول گرفتی؟&#8230;..<br />
پس جاسوسی نکرده ای رفته بودی برای ارضا شهوات پستت؟ با چند نفر خوابیدی؟ چند نفره&#8230; میکردی و&#8230;.<br />
ناخود آگاه یاد فیلم بازجویی زن سعید امامی می افتم. از ترس بر خود می لرزم. می نویسم برای جاسوسی به افغانستان رفته بودم و از همان موقع برای امریکا جاسوسی می کنم و پول خیلی خوبی هم می گیرم و&#8230;<br />
رفتار بازجو بهتر می شود و به یکباره از سالها پیش می آید به همین سالهای نزدیک تر و به سایت امروز که از کی در این سایت کار می کنم.<br />
اما یک روز بعد دوباره مسائل عوض می شود ودیگر از امروز نمی پرسد، بلکه از روابط و آشنایی ام با چهره های سیاسی و همکاران مطبوعاتی ام می پرسد. توضیح میدهم که یک روزنامه نگارم و به عنوان خبرنگار سیاسی با همه چهره های سیاسی از اصلاح طلب و راست رابطه دارم؛ اما رابطه ای که بازجو میخواهد از من بشنود با رابطه خبری که من با این چهره ها داشتم متفاوت است. یکی یکی اسامی چهره های سیاسی را می آورد و باز رابطه نا مشروع را عنوان می کند و می گوید: آنچه راکه می گویم بنویس!</p>
<p>و شروع می کند به تعریف یک فیلم سکسی با جزئیات یک رابطه جنسی و از من میخواهد بنویسم. جزئیاتی که بیان می کند به شدت تهوع آور است.<br />
حالم به هم میخورد. واقعا بالا می آورم. چشم بندم را بالا می کشم و بلند می شوم، اما هنوز کامل نایستاده ام که ضربه ای از پشت وارد می شود و با شدت به میز صندلی ام میخورم و خون از دماغم سرازیر می شود. می افتم و چند ضربه با پا به پهلو ها و پشتم میزند و زنان زندانبان را صدا می کند. مرا با آن حال به سلولم می اندازند.<br />
تمام لباس و تنم خونی است، اما اجازه حمام کردن نمی دهند. لباسی هم ندارم که عوض کنم. از درد به خودم می پیچم. دوباره سراغم می آیند. همین که وارد اتاق بازجویی می شوم، می گویم: چرا از من نمی پرسید چه کرده ام و چه نوشته ام؟<br />
با تمسخر می گوید: مهم نیست چه کرده ای. آنچه را که من میخواهم باید بنویسی در غیر این صورت می اندازمت توی سلولی که تا حد مرگ بهت تجاوز کنند.<br />
قلبم به شدت می  زند شاید متوجه می شود رنگم به یکباره می پرد که می گوید: ما مردان زیادی اینجا داریم که سالهاست زنی را ندیده و تشنه زن هستند و&#8230;.<br />
دیگر نمی شنوم چشمانم را که باز می کنم در سلولم هستم و فکر می کنم همه چیز خوابی بیش نبوده است.</p>
<p>اما هر روز تکرار می شود و دو حالت بیشتر ندارد: باید بنویسم که درباره افسانه نوروزی، برای تضعیف قوه قضائیه، نامه سرگشاده دادم و  با نامه ام اذهان تمام جهانیان را نسبت به ایران و دستگاه قضایی تخریب کردم و باعث شدم جوسازی شدیدی علیه جمهوری اسلامی در سطح جهانی شود &#8211; مهم هم نبود برای بازجو که افسانه نوروزی در آن مقطع با دستور رئیس قوه قضائیه، محاکمه مجدد، تبرئه و آزاد شده بود- باید بنویسم از رادیو آزادی پول گرفته ام تا درباره مرگ زهرا کاظمی جو سازی کنم و&#8230;.<br />
باید بنویسم که از مصطفی تاج زاده و محمد علی ابطحی خط می گرفتم تا امنیت ملی ایران را به خطر بیندازم.خط مقالات و گزارشاتم را آنها به من میدادند.باید بنویسم برای سفارت ترکیه جاسوسی کرده ام و از طریق دوستم که مترجم این سفارت است اخبار را در اختیار آنها قرار داده ام و یا از طریق کاردار بلژیک در ایران، اخبار محرمانه را منتقل کرده ام. باید بنویسم در کافه ها و رستوران ها قرار می گذاشتم و اطلاعات را می فروختم و از صهیونیست ها پول گرفته ام تا درباره 13 یهودی که درشیراز متهم به جاسوسی شده بودند  جوسازی کنم و&#8230;.باید بنویسم هر آنچه نبود و نکرده ام، اما بازجو میخواهد.  باید بنویسم که سایت امروز برای براندازی نظام جمهوری اسلامی راه اندازی شده و ماموریت تک تک کارکنان این سایت در همین راستا است. باید بنویسم تاج زاده پشت همه این قضایا است. باید بنویسم نامه محرمانه جنتی به خاتمی درباره قراردادهای نفتی را ابطحی در اختیار من قرار داده و منتشر کرده ام و&#8230;.<br />
و باید بنویسم در پارلمان وارد اتاق فلان نماینده مجلس شده و لباس هایم را درآورده و از او خواسته ام با من&#8230;..و&#8230; و&#8230;.<br />
و در غیر این صورت یا مرا در سلولی خواهند انداخت تا به طور دسته جمعی به من تجاوز کنند و همسرم در یک تصادف کشته خواهد شد.</p>
<p>بازجویم که مردی میانسال، معروف به کشاورز بود می گفت: آمار تصادف در ایران خلیلی بالاست و به راحتی همسرت یکی از این آمار خواهد بود.</p>
<p>یا تهدید میکرد که همسرت را بازداشت می کنیم و در مقابل او به تو تجاوز می کنیم و&#8230;.<br />
در ایزوله کامل هستم و هیچ اطلاعی از بیرون ندارم. بازجو می آید و با صدایی آرام که سعی می کند لحنی غمگین داشته باشد می گوید: مادرت سکته کرده و متاسفانه فوت شده و 3 روز ست که در سرد خانه است و منتظر تو هستند. سر عقل بیا تا روح مادر مرحومت بیش از این زجر نکشد و&#8230;</p>
<p>دیگر نمی شنوم .دست به اعتصاب غذا میزنم تا اجازه دهند تماسی با خانواده ام بگیرم.</p>
<p>دو روز بعد قاضی پرونده، صابری ظفرقندی می آید. تصمیم می گیرم همه چیز را به او بگویم، اما قبل از اینکه حرفی بزنم فریاد می کشد: اعتصاب غذا کردی؟ پس حرفه ای هستی ! نشونت میدم با زندانیان حرفه ای چه می کنن. به راحتی 4 شاهد ردیف می کنم و به اتهام زنا، سنگسارت می کنم و&#8230;<br />
زن زندانبان می گوید هر چه میخواهند بنویس و برو سر خونه زندگیت. عید فطر نزدیک است و روز عروسی توست و&#8230;<br />
به یکباره فکری به ذهنم میرسد از بازجو برگه ای میخواهم و می نویسم من عقد کرده ام وعید فطر، روز عروسی ام است و تاکنون رابطه جنسی نداشته ام و روزی که احضارم کردند رفتم پزشکی قانونی و برگه بکارت گرفتم و اگر بخواهید می نویسم که با همه عالم و آدم رابطه نامشروع داشته ام اما این برگه نزد همسرم هست وآن را ارائه خواهد داد.<br />
فکر میکردم با این قضیه این بحث ها تمام می شود اما بازجو می گوید:  بنویس از پشت&#8230;</p>
<p>می گویم: برگه ای که گرفته ام  از هر دو طرف است&#8230;</p>
<p>باورم نمی شود اینقدر وقیح شده ام که چنین چیزی را بر زبان می آورم؛<br />
و بازجو می گوید: بنویس رابطه ام در حد عشق بازی بوده است و&#8230;.<br />
و من می فهمم که این قضیه تمامی ندارد. شروع می کند به تعریف جزئیات عشق بازی و&#8230;<br />
و میخواهد که بنویسم&#8230;و&#8230;.</p>
<p>نمیدانم چند روز است که در بازداشت هستم. نیمه های شب مرا به اتاق بازجویی می برند و بازپرس پرونده میخواهد تفهیم اتهام کند. اسمش مهدی پور است و از آن خشکه مذهبی هایی است که نمونه هایش را کم ندیده ام.می گوید که من قلب امام زمان را به درد آورده ام و&#8230;. میخواهم به او بگویم و اعتراض کنم از آنچه بر من گذشته، اما اجازه حرف زدن نمی دهد و از امام زمان می گوید وبه  فاطمه زهرا قسم میخورد که نسل من و امثال مرا از زمین برخواهد کند  و&#8230;. و میرود.</p>
<p>یک روز بعد به زندان اوین منتقل می شوم. باز در انفرادی هستم تا دو روز آخر که به بند عمومی منتقل می شوم. و باز همان بازجو است و همان حکایت ها.</p>
<p>پس از آزادی با وثیقه، بارها مجددا احضار می شوم و این بار در حضور سعید مرتضوی، دادستان تهران به این مسائل اعتراض می کنم. عجیب اینکه مرتضوی می گوید اینها لازمه بازجویی است!</p>
<p>همسرم به شدت اعتراض می کند و می گوید: ما شکایت داریم نسبت به رفتار بازجو و قاضی پرونده و توهین های غیراخلاقی و ضرب و شتم.</p>
<p>مرتضوی از من میخواهد نزدیک میزش بروم. می ایستم. بلند می شود و در حالیکه نفسش به صورتم میخورد می گوید: فحش باد هواست؛ از این گوش شنیدید از اون گوش رد کنید.</p>
<p>از رئیس دفترش میخواهد که همسرم را بیرون ببرد و من می مانم در اتاق و دادستان تهران. نزدیکم می شود و کنارم می نشیند. ترس عجیبی دارم و حس می کنم قلبم میخواهد بیرون بپرد. صورتش را نزدیکم میکند و می گوید مثل اینکه تذکرهای بازجو را جدی نگرفته ای؟</p>
<p>اینقدر نزدیک شده که می ترسم حرفی بزنم یا تکانی بخورم. می گوید: نه تصادف شوخی است نه تجاوزو&#8230; دیگر چیزی نمی شنوم تمام تلاشم این است از او که لحظه به لحظه نزیک تر می شود فاصله بگیرم و&#8230;  نگاه وحشتناک او، همچون نگاه بازجوی من است که در زندان مسائل جنسی را با لذت تمام تعریف می کرد و از من می خواست بنویسم. نگاهی که به شدت ناامنی را به من منتقل می کند و دفعات بعد می ترسم تنها به دفتر مرتضوی بروم. هر بار که احضار می شوم با وکیلم می روم و به او و همسرم نیز با التماس می گویم مرا در دفتر مرتضوی تنها نگذارند. در حضور وکیلم به دکتر شیخ آزادی، در پزشکی قانونی زنگ می زند و می گوید: خانم فرشته قاضی اینجاست و ادعا می کند که دماغش در زندان شکسته اما قبلا جراحی زیبایی انجام داده و شکستگی مربوط به همان است و الان می فرستم تا تو معاینه ای بکنی اما فقط خودت معاینه کن و گزارش بنویس.</p>
<p>وکیلم به شدت اعتراض می کند و می گوید: شما خود خط دادید که این آقا چه بنویسد!</p>
<p>مرتضوی اما ما را با ماموری می فرستند خیابان اشرفی اصفهانی. دکتر شیخ آزادی بدون اینکه حتی نگاهی به بینی ام بیندازد می گوید مربوط به جراحی زیبایی است و&#8230;( که این خود حکایت مفصلی دارد و در فرصتی دیگر خواهم نوشت).</p>
<p>تمام این مسائل را در هیات نظارت بر اجرای قانون اساسی و دیدارهایی که با برخی مقامات دارم بازگو می کنم. همه حیرت زده گوش می سپارند به آنچه بر سرم در زندان جمهوری اسلامی آمده است. با اینکه از قبل تذکر داده اند درباره این مسائل هیچ سخنی در حضور رئیس قوه قضائیه نزنیم، اما به شاهرودی می گویم و از او میخواهم جلوی این بیدادگریها را بگیرد که اگر روزنامه نگار دیگری به زندان رفت از او در حیطه کار خود بازجویی کنند و&#8230;. به یکباره حالم بد می شود. بر خلاف تمام تلاشم می زنم زیر گریه و از اتاق شاهرودی بیرون می آیم تا آبی به سر و صورتم بزنم. بعد ها می شنوم که شاهرودی به آقای خاتمی گفته است که از شنیدن سخنان من به شدت متاثر شده است.</p>
<p>اما فقط در حد تاثر باقی می ماند؛ نه برخوردی با بازجو و قاضی پرونده می شود و نه اعاده حیثیتی از من، بلکه پس از سفری که به خارج داشته ام در بازگشت به ایران باز همان بازجو است که از من بازجویی می کند و&#8230;.</p>
<p>و من می مانم با روحی به شدت خسته و بیمار که باید تحت روان درمانی قرار بگیرد و از هر مردی هراس دارم و نمی توانم حتی با همسرم نیز ارتباطی برقرار کنم. روحی چنان بیمار که هنوز هر از چند گاهی باید به روانپزشکم مراجعه کنم و&#8230;.</p>
<p><strong>مقاله فخرالسادات محشتمی</strong></p>
<p>نمی دانم یا ما زیاده خواهیم یا دل های مسئولین از سنگ شده و مردم هم دور از جان شما و ما کمی تا قسمتی بی غیرت شده اند.</p>
<p>چرا این فریادها و استغاثه ها دل ها را نرم و وجدان ها را بیدار نمی کند ؟</p>
<p>چرا چرخ گردون می گردد می گردد بی هیچ اتفاقی و تغییری؟</p>
<p>دیروز روز وحشتناکی بود برای من. تا آمد گرفتن یک خبر کج و معوج از همسرجان اندکی شیرین کاممان کند تلفن بستگان هنگامه شهیدی و فریاد تظلم خواهی شان که «این دختر از دست رفت به فریاد برسید»، مانند یک ضربه هولناک بر سرم فرود آمد. من از آنچه شنیدم تا مدتی در تحیر و شوک بودم و هنوز به خود نیامده تماس بعدی انگار آب سردی بود که بر سرم ریخته شد و از شوک درآوردم و این بار نفرت بود که تمام وجودم را در بر گرفت. نفرتی که همه سلول های خاکستری مغزم را به فعالیت واداشت تا به حرکتم وادارد. و بار دیگر با خود پیمان بستم که هرگز سکوت و لب فروبستن را در هنگامه عرض اندام ظلم و ظالمان نپسندم و تا آخرین توان برای حق طلبی در صحنه باشم به حول و قوه خدای سبحان که پشه ای را مأمور پایان بخشیدن به عمر نمرود کرد. افسوس و صدافسوس که آن چه در زندان های جمهوری اسلامی بر بهترین فرزندانمان می رود دهشتناک است و هنوز کمیته های بررسی وضعیت بازداشت شدگان گزارش های درستی از زندان ها برایمان ندارند.</p>
<p>آقا فرمایشت می کنند که تاجزاده به ما گفته که معتقد است تقلبی درکار نبوده و چقدر هم افتخار می کنند به شنیدن این نکته عالمانه مستقیما و با گوش های مبارک خودشان از همسرجان ما که بیش از دوماه است در خلاء کامل اطلاعاتی زیر فشار دژخیمان به سر می برد و می خواهند به ما بباورانند که بازجوها کاملا پاستوریزه اند و روحیه همسرجان عالی . انگار ما تازه ایشان را شناخته ایم و آن برادران مهرورز را! و با لبخند نمکینی برلب می فرمایند ابطحی با خانواده اش شام خورده و در زندان از امکانات برخوردار است . توی سرتان بخورد آن امکانات که برای نمایش های مضحکتان فقط کفایت می کند و به سخره گرفتن شعور مردم فهیم ایران که قرن هاست نامش با افتخار برده شده و شما ذلتش را می پسندید. شامی که کوفت خانواده ابطحی شد در حضور بازجوی خشنی که روی بر دیوار نشسته تا چهره اش دیده نشود و در حضور پدر فرزندان را تهدید می کند و همسر بیچاره را و در کمال ذلت از دختر خردسال ابطحی می خواهد که مادرش را کنترل کند تا پدرش زودتر آزاد شود. اف بر این شیوه های اعتراف گیری قرون وسطایی. چقدر پستید که نه عواطف انسانی را درک می کنید و نه از انسانیت بویی برده اید. این شام را چه نام می توان نهاد؟ شام غربت؟ شام حسرت؟ شام رنج؟ شام نفرین؟ شام نفرت یا همه این ها ؟</p>
<p>این زن یک پارچه رنج است . این زن، این مادر، روحانی زاده، مسلمان، معتقد، با اخلاق و حالا متحیر و مچاله شده در یک فشار سبعانه شبانه روزی روی خودش و خانواده اش. دختران و دامادها و فریده کوچک که خیلی بیش از سنش می فهمد این بلاگر خردسالچهره درهم پیچیده پدر آنی از ذهن بچه ها و این همسر وفادار و مهربان دور نمی شود و صدای خشک سلول انفرادی که کلید می شود روی یک پدر که جرمش اصلاح طلبی است و گشودن دریچه ای از دنیای آگاهی بروی جامعه، مسئولانه و دردمندانه .پدر را درست جلوی چشم بچه ها تحقیر می کنند و بچه ها را جلوی چشم پدر. و می گویند هرگونه گزارشی از این صحنه های هول انگیز عمل مجرمانه است ?</p>
<p>و حالا ما همه مجرمیم. ما که می شنویم و سکوت می کنیم. ما که می بینیم و لال می شویم. ما که در معرضیم هر لحظه و گیج و ویج مانده ایم وسط ماجرا و تلو تلو می خوریم. اف بر این دنیا و بر همه عافیت طلبانش که بیرق دین در دست دارند و مهر مسلمانی بر سجل و گاه پینه ها بر پیشانی. مباد لحظه ای خواب خوش بر ما مسلمانان تا رسوایی همه ظالمان و مجرمین واقعی. قاتلین نداها و سهراب ها و ضاربین فرزندان دربندمان. و امان از این ضربه های روحی که بی محابا فرود می آیند و می شکنند شکستنی. و واژه هایی که زیر این ضربات ناخودآگاه از دهان های خشک بیرون می ریزد و مانند غنایم جنگی توسط صاحبان بی مقدار لبخندهای پیروزمندانه برداشت می شود. جمع می شود و می رود داخل آن کیفرخواست مخملین که به ذائقه اصحاب قدرت خوش آمده است خوش آمدنی. و عمر این شادی های کودکانه چه کوتاه است و &#8220;ان مع العسر یسری&#8221;</p>
<p>هنگامه ها و همه دخترانمان و خواهرانمان، همه فرزندانمان در معرض خطر جدی هستند. هم اینک نجنبیم فردا لحظه ای از سرزنش و ملامت وجدان رهایی نخواهیم داشت. سبزهایمان دارند در محبس هولناکشان زرد می شوند . می پسندیم.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/337/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/337/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/337/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/337/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/337/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/337/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/337/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/337/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/337/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/337/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=337&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/08/16/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%af%d9%87%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.roozonline.com/uploads/pics/ghazi_mohtashami.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>بیانیه شماره 10 میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/08/03/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-10-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/08/03/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-10-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 Aug 2009 01:27:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=333</guid>
		<description><![CDATA[قلم - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد. در این بیانیه آمده است: بسم الله الرحمن الرحیم می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=333&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="center"><span><a href="http://www.ghalamnews.ir/">قلم</a></span> - مهندس میرحسین موسوی در مورد دادگاه گروهی از فعالان نهضت سبز بیانیه منتشر کرد.</p>
<p align="center">در این بیانیه آمده است:</p>
<p align="center">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p style="text-align:right;">می‌گویند فرزندان انقلاب در دادگاهی که دیروز تشکیل شده بود به ارتباط با بیگانه و برنامه‌ریزی برای ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی اعتراف کرده‌اند. اینجانب در سخنان آنان دقیق شدم و در حقیقت آن چنین چیزی نیافتم، بلکه شنیدم که با ناله‌ای عمیق از سرگذشت دردناک خود در این پنجاه روز می گفتند؛ انسان‌هایی له شده که ممکن بود به هرچیز دیگری هم که به آن الزام شود اقرار کنند به راستی چه چیز دیگری جز داستان رنج‌هایی که کشیده‌اند ممکن است بگویند. می‌گفتند محسن روح‌الامینی حق داشت که شهید شد. می گفتند که اگر 50 روز ایستادگی نکرده بودیم این نمایش هفته‌ها پیش برگزار می‌شد. می‌‌گفتند هرچه را که به آنان می‌گفتند تا گفته باشند که اینها حرف‌های ما نیست.<br />
دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران دیگر به استخوان مردم رسیده است تا جایی که اینک از میان کسانی قربانی می‌گیرند که خدمات بزرگ به کشور و نظام در کارنامه دارند و به تهدید دیگرانی سرگرمند که در نشو و نمای این نهضت و تاسیس نظام برخاسته‌ از آن برجسته‌ترین نقش‌ها را بر عهده داشته‌اند. آیا کسانی را که آرزوی شهادت در راه نورانی انقلاب اسلامی داشته‌اند به چیزی کمتر از آن تهدید می‌کنید؟ یا پس از به مسلخ بردن جمهوریت نظام، اسلامیت و آبروی آن را هم با این بی‌آبرویی‌ها هدف گرفته‌اید؟ تنها داوری قطعی وجدان بشری از مشاهدة دادگاه‌هایی اینچنین فرمایشی سقوط اخلاقی و بی‌اعتباری صحنه‌گردانان آن است.</p>
<p style="text-align:right;">
صحنه‌هایی که دیدیم و دیدید جز تدارکی ناشیانه برای شروع به کار دولت دهم نیست. از دادگاهی که همه چیزش تقلبی است انتظار دارند عدم وقوع تقلب در انتخابات را اثبات کند. اگر شما اهل تقلب نیستید آن را در رعایت ظواهر اولیه یک دادرسی قضایی به نمایش بگذارید. با دادخواستی سخیف با طرح مطالبی بی‌ربط، با استناد به کتاب‌هایی که به خروار خمیر می‌شوند، با تکیه بر گزارش خبرنگارانی که نامشان را هم کسی نشنیده است و با استناد به اعتراف‌هایی که رنگ شکنجه‌های قرون وسطایی از آن هویداست انتظار دارند ملت را به چه چیز قانع کنند؟ آیا نخوانده‌اند که پیامبر اکرم (ص) فرمود برای کسی که بعد از شکنجه اقرار کند حدی نیست یا کسی که در زندان یا قید و بند باشد و او را تهدید کرده باشند اقراری برای او نیست (الغدیر جلد ششم).</p>
<p style="text-align:right;">
مردم ما با فرزندان خود که دیشب پس از 50 روز بی‌خبری چهرةشان را دیدند احساس همدردی می‌کنند. برادران ما! غمگین نباشید. بدانید که مردم وضعیت شما را درک می‌کنند و می‌دانند که حفظ جان شما واجب‌تر از هر چیز دیگر است. زود خواهد بود که ملت محاکمه مرتکبین این فجایع را شاهد باشد و بازجویان و شکنجه‌گرانی که این‌گونه با جان و آبروی او بازی می‌کنند بشناسد.</p>
<p style="text-align:right;">
وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَکَ عَلَیْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَکِن یُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ<br />
و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏کرد جنبنده‏اى بر روى زمین باقى نمى‏گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏توانند افکنند<br />
میرحسین موسوی</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/333/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/333/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/333/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=333&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/08/03/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-10-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اعترافات ابطحی</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/08/02/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d8%ad%db%8c/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/08/02/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d8%ad%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 02:03:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=330</guid>
		<description><![CDATA[ابطحی: اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم امروز بهترين وضعيت را در تاريخ ايران دارا بوديم!!!!!! فکر کنم حتی آدمهای گول و احمق هم می توانند بفهمند این اعترافات چقدر دروغین و ساختگی است. راستی محمد علی ابطحی  چرا این حرف ها را بعد از بیش از یک ماه زندانی بودن [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=330&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>ابطحی: اگر به جاي پيام به موسوي به احمدي‌نژاد تبريك مي‌گفتيم امروز بهترين وضعيت را در تاريخ ايران دارا بوديم!!!!!!</strong></p>
<p>فکر کنم حتی آدمهای گول و احمق هم می توانند بفهمند این اعترافات چقدر دروغین و ساختگی است. راستی محمد علی ابطحی  چرا این حرف ها را بعد از بیش از یک ماه زندانی بودن در زندان جمهوری اسلامی می زند؟ قبلا آقای ابطحی زبان بسته بودند یا از داشتن رسانه محروم بودند که حالا به لطف زندان و رسانه دولتی یادشان افتاده افشاگری کنند؟</p>
<p>جمهوری اسلامی ننگت باد!!</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/330/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/330/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/330/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=330&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/08/02/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d8%ad%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بازداشتگاه کهریزک&#8230;</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/07/31/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%b2%da%a9/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/07/31/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%b2%da%a9/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2009 02:27:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=325</guid>
		<description><![CDATA[چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸ یکی از نجات یافتگان در مصاحبه با روزآن لاین در کهریزک آب را می لیسیدیم پرستو سپهري ماجد، الف، یکی از دستگیر شدگان روز 18 تیر است. این دانشجوی بیست و چند ساله، پس از آزادی ازبازداشتگاه کهریزک در گفت و گو با روز از شرایط مخوفی گفته که بر این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=325&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸</p>
<div>یکی از نجات یافتگان در مصاحبه با <a href="http://www.roozonline.com/persian.html">روزآن لاین</a></div>
<h2>در کهریزک آب را می لیسیدیم</h2>
<p><a href="http://www.roozonline.com/persian/author/name/-cd2fc9871e.html">پرستو سپهري</a></p>
<div>
<p>ماجد، الف، یکی از دستگیر شدگان روز 18 تیر است. این دانشجوی بیست و چند ساله، پس از آزادی ازبازداشتگاه کهریزک در گفت و گو با روز از شرایط مخوفی گفته که بر این زندان حاکم است.</p>
<p> <strong>کی و در کجا بازداشت شدید؟ </strong><strong> </strong></p>
<p>تقاطع اسکندری شمالی و خیابان انقلاب. دقیقا روبروی ایستگاه اتوبوس بی آرتی ایستگاه قریب. ساعت 6. 30.</p>
<p> <strong>چگونه بازداشت شدید؟ </strong></p>
<p>به همراه یکی ازدوستانم به درحال حرکت به سمت انقلاب و ازآنجا کوی دانشگاه بودیم. سرو صداهاورفت وآمد بسیار زیاد بود و مامی خواستیم زودتر به محل مورد نظر برسیم. ما می دیدیم که یگان های ویژه به سمت مردم یورش می آورند، برای اینکه با آنها روبرو نشویم از کوچه های فرعی عبورمی کردیم. درآنجا هم لباس شخصی ها و نیروهای بسیجی بودند واز همه خطرناکتر. بنابراین تصمیم گرفتیم به خیابان انقلاب برگردیم. در تقاطع اسکندری درگیری شدیدی بود. ما هم به مردم پیوستیم وحدود یک ساعت برای عبور از سد ماموران وپیوستن به موج سبزتلاش کردیم.</p>
<p> <strong>آیا شعار می دادید؛ یا سنگ پرتاب می کردید؟ </strong></p>
<p>بله. همه همین کاررا می کردند. در برابر چماق و گلوله چکار می توانستیم بکنیم؟ اصلا کسی برای غیر از این کار درآن محل نبود. دختران از خیابان های فرعی سنگ می آوردند وبه عنوان گروههای پشتیبانی عمل می کردند. خانواده های مستقر درمحل هم شربت و آب درست می کردند و به معترضان می دادند.</p>
<p><strong>شما را شناسایی کردند؟ </strong></p>
<p>نه. من دریک حمله ناگهانی وغافلگیرانه به دام افتادم. درحالی که با نیروهای گارد ویژه درحال ستیز بودیم، ازخیابان اسکندری جنوبی موتور سواران لباس شخصی به سرعت وارد خیابان انقلاب شدند ومسیر ما را از پشت مسدود کردند و مارا گرفتند. هیچ فرصتی هم برای اطلاع رسانی دیگران به ما نبود.</p>
<p> <strong>چند نفر بازداشت شدند؟ </strong></p>
<p>بین ما، وقتی گاز اشک اور را زدند نزدیک به 10 یا 12 نفر را بازداشت کردند. وقتی گاز خوردیم هیچ کاری نتوانستیم انجام دهیم. ترکیبات گازی که ماموران به مردم می زنند بسیار متفاوت تر از گازاشک آور است به دلیل اینکه این نوع گاز به محض اصابت و استشمام باعث بی حالی و کدری دربدن می شود. وقتی این نوع گاز که حاوی سی او اس است به بدن وارد شود قدرت کاری و تصمیم گیری از بین می رود و به راحتی به دام خواهی افتاد.</p>
<p><strong>پس از بازداشت درمحل انقلاب چه اتفاقی افتاد؟ </strong></p>
<p>درهمانجا و حین دستگیری مارا به شدت کتک زدند. یعنی درحالی که نمی توانستیم حرکت چندان زیادی را انجام دهیم(به دلیل گازگرفتگی) ناگهان 6، 7 نفر ریختند روی سرما و شروع کردند به ضرب وشتم. با با توم های الکتریکی ومشت ولگد؛ قدرت هیچ نوع دفاعی را نداشتیم.</p>
<p><strong>دوستتان هم بازداشت شد؟ </strong></p>
<p>خیر. او هنگام قیچی مردم توسط نیروها برگشته بود تا به مجروحینی که گازخورده اند کمک کند.</p>
<p> <strong>بنابراین شما را به بازداشتگاه بردند. </strong></p>
<p>بله. به ستادفرماندهی نیروی انتظامی درکارگرجنوبی.</p>
<p><strong>آنجا چندنفر بودید؟ </strong></p>
<p>خیلی زیاد. قریب به  50نفر.</p>
<p><strong>در آنجا هم شما را کتک زدند؟ </strong></p>
<p>نه.</p>
<p> <strong>تاچه زمانی شما را در آن جا نگه داشتند؟ </strong></p>
<p>تا نیمه های شب. فکرمی کنم ساعت 4 صبح بود که برای انتقال به جایی که بعدا فهمیدیم کهریزک است، ما راحرکت دادند.</p>
<p><strong>همه را به کهریزک بردند؟ </strong></p>
<p>بله. با یک یا دو اتوبوس. دست و پاهایمان را زنجیر زدند، چشم هایمان را بستند وسوار اتوبوس کردند.</p>
<p> <strong>از اوضاع کهریزک بگویید. </strong></p>
<p>وقتی رسیدیم اول از همه همگی مارا کتک مفصلی زدند. دوباره ساعت 6صبح بود که 13 الی 14 نفر ریختند سر ما و با فحاشی های بسیار رکیک ما را به باد کتک گرفتند. همه رابا باتوم های شوک آور زدند. بعد لختمان کردند و به رویمان آب پاشیدند و با کابل وزنجیر به ما یورش آوردند. آن موقع اغلب ما به دلیل بی خوابی و دردهای بدنی عملا بی جان شده بودیم و رمقی برایمان نمانده بود. با این برخوردها درمحوطه کهریزک توان بلند شدن هم نداشتیم.</p>
<p><strong>به چه دلیل کتک زدند؟ </strong></p>
<p>بی دلیل. فحش می دادند ومی گفتند منافق، آشغال و هزاران فحش دیگر که گفتنی نیست.</p>
<p> <strong>شکل و شمایل آـنها چگونه بود؟ </strong></p>
<p>بسیار عادی. دقیقا شکل مردم عادی لباس می پوشیدند. حتی برخی شلوار لی به تن داشتند. برخی ریش وسبیل داشتند و بعضی هم نداشتند. یعنی اصلا تصویر خاصی نداشتند. ولی ازنگاه های غضب آلود و برخوردهای خشن شان معلوم بود که یا حسابی پول می گیرند و یا اینکه شستشوی مغزی شده اند و یا هردوی اینها.</p>
<p> <strong>وضعیت محل اسکان چگونه بود؟ </strong></p>
<p>افتضاح. سوله هایی ساخته بودند که بوی رطوبت درآن بیش از هرچیزی آزار می داد. دراین سوله ها تعداد زیادی کانتینر هست که برای نگهداری 5نفر ساخته شده. ولی همه مارا ریختند در این کانتینر های 5 نفره. حداقل 20 نفر در هر کانتینر. آنجاامکانات بهداشتی درحد صفر است. بازداشتگاه وسط بیابان است و داخل اآنها خیلی گرم می شود. هوای مناسب برای استشمام وجودندارد و خیلی ها مریض شدند.</p>
<p><strong>برای دستشویی چه می کردید؟ </strong></p>
<p>همه 20 نفر را یک جا دستبند وپابند می زدند و به جلوی توالت ها می بردند. بعضی وقت ها هم از بیرون بردن خبری نبود برای همین در داخل کانتینرها، بوی تعفن همه چا پیچیده بود.</p>
<p> <strong>وضعیت غذا چطور بود؟ </strong></p>
<p>نزدیک 48ساعت چیزی به ما ندادند. بعد از آن فقط نان دادند. نان لواش بیات چند روز مانده. از همه سخت تر این بود که آب نداشتیم. آب را اززیر در می ریختند روی کف کانتینر تا لیس بزنیم. ما هم قسمتی را آماده کردیم تا آب در آنجا جمع بشود. جایی که کمتر جای پا روی آن وجود داشت. اما فهمان جا هم روز بعد آلوده تر شد و موقع کتک زدن بعدی، به کثافت کشیده شد.</p>
<p> <strong>یعنی در این مدت  فقط نان خوردید؟ </strong></p>
<p>نه. گاهی اوقات به اصطلاح شیر هم می دادند که درآن کلی آب ریخته بودند. گاهی وقت ها هم سیب زمینی می دادند.</p>
<p> <strong>از شما چه می خواستند؟ </strong></p>
<p>هیچ. فقط کتک می زدند. هر روز چند نوبت. خیلی اوقات شب ها هم می آمدند و می زدند.</p>
<p> <strong>بقیه مدت روز چه می کردید؟ </strong></p>
<p>هیچی. از این صبح تا صبح بعد در این به اصطلاح سلول های کثیف بودیم. جا انقدر تنگ بود که تکان نمی توانستیم بخوریم، آن هم در حالیکه همه خونین ومالین بودیم. برای خواب هم نه پتو وجودداشت ونه بالش. زندانیان روی پاهای یکدیگر می خوابیدند.</p>
<p> <strong>درطول روز چندبار برای گردش و هواخوری بیرون می رفتید؟ </strong></p>
<p>گفتم که اصلا بیرون نمی بردند. محوطه آنجا خیلی کوچک بود وتعداد زیاد. فقط یک سوراخ، به اندازه یک وجب بالای سقف بلند بازداشتگاه محل نگهداری ما وجود داشت که فقط از نور آن متوجه زمان می شدیم.</p>
<p><strong>شکنجه دیگری هم بود؟ </strong></p>
<p>بله؛ بسیاری را برای ساعات طولانی آویزان کرده بودند. خیلی ها را فقط کتک می زدند واین بهترین قسمت بود. عده ای را درانفرادی ها نگه می داشتند. دست وپای خیلی ها را درقیر داغ می سوزاندند. دندان خیلی ها در این مدت شکسته شد. بیشتر کسانی که به کهریزک رفته اند دندان سالم ندارند. کم سن وسال ها را برای اعدام به پای چوبه دارمی بردند، طناب را دور گردن آنها می انداختند ودوباره پائین می آوردند. بچه ها می مردند و زنده می شدند اما آنها در همان حال هم کتک می زدند وفحش های ناموسی بسیار زشتی می دادند. زندانیانی که قوی تر بودند از همان اندک غذا هم محروم بودندو بیشتر وقت در کانتینر می ماندند آن هم در حالیکه موش های زیادی را درسوله ها رها کرده بودند و&#8230;</p>
<p> <strong>و چی؟ آیا تجاوز هم در کاربود؟ </strong></p>
<p>متاسفانه بدترین قسمت شکنجه ها همین بود. کسانی راکه آرام تر و جوان تر بودند مورد تجاوز قرار می دادند. ما مرتب فریادهای این بچه ها را می شنیدیم.</p>
<p> <strong>شما به چشم خودتان دیدید؟ </strong></p>
<p>بله. 3 نفر از هم سلولی های من برایشان پیش آمد. هرسه زیر 22 سال داشتند. اینها را روزی یک بار می بردند. البته پس از آن آمپول هایی به آنهاتزریق می کردند که استراحت کنند!</p>
<p> <strong>آیا از آنها خبری دارید؟ </strong></p>
<p>بله. آزاد شدند.</p>
<p> <strong>کسی کشته شد؟ </strong></p>
<p>ازمیان افراد اتاق ما نه. اما در اتاق های دیگر چرا. خیلی از این هایی که خبر فوت شان را به تازگی اعلام می کنند، مدت ها قبل جان شان را از دست داده بودند. یعنی بین کشته شدن واعلام فوت آنها به خانواده ها چندروز طول می کشد.</p>
<p> <strong>چرا؟ </strong></p>
<p>برای اینکه از فاصله بازداشت آنها بگذرد و بگویند که مثلا فلانی بازداشت بوده وزیر شکنجه نمرده است. در حالیکه شکنجه ها به حدی بود که بسیاری از کشته شدگان همان روزهای اول کشته شدند.</p>
<p><strong>هنگام آزادی به شما چه گفتند؟ </strong></p>
<p>چیزی نگفتند. از ما تعهد گرفتند. بعد عکس گرفتند. اثر انگشت و جزئیات افراد خانواده، محل سکونت زندانی وافراد درجه یک خانواده. بعد ما را رها کردند.</p>
<p><strong>الان وضعیت جسمانی تان چگونه است؟ </strong></p>
<p>تحت درمان هستم. دنده های سمت راستم شکسته و همینطوردندان هایم. گوش چپم دچار افت شنوایی شده ولی درمجموع خوب هستم. زنده ام. </p>
<p><strong>آیا باز هم به تظاهرات خواهید رفت؟ </strong></p>
<p>معلوم است؛ دارم خودم را برای سه مراسم آماده می کنم. اول چهلم نداآقا سلطان. دوم مراسم تنفیذ آقای رییس جمهور وسوم تحلیف او.</p>
<p>&#8230;</p>
<p><strong>توجه: خواهش می کنم  در بخش نظرات فحش ننویسید چون حتما حذف خواهد شد!</strong></div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/325/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/325/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/325/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=325&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/07/31/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%da%a9%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%b2%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>33</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>و چهل روز گذشته است&#8230;</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/07/30/%d9%88-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/07/30/%d9%88-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 03:48:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=322</guid>
		<description><![CDATA[<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=322&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:left;"><span style="text-align:center; display: block;"><a href="http://khaneamabrist.com/2009/07/30/%d9%88-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/"><img src="http://img.youtube.com/vi/dJx654LNPaY/2.jpg" alt="" /></a></span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/322/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=322&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/07/30/%d9%88-%da%86%d9%87%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://img.youtube.com/vi/dJx654LNPaY/2.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>گزارش تصویری از آغاز اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در نیویورک</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/07/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d8%b0%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d9%81/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/07/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d8%b0%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d9%81/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Jul 2009 21:02:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>
		<category><![CDATA[نیویورک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=307</guid>
		<description><![CDATA[گزارش تصویری از آغاز اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در نیویورک: You can see rest of photos here http://www.mowjcamp.com/article/id/1231<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=307&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>گزارش تصویری از آغاز اعتصاب غذای روشنفکران ایرانی در نیویورک:</p>
<p><img src="http://www.mowjcamp.com/files/file/1209" alt="" /></p>
<p><img src="http://www.mowjcamp.com/files/file/1211" alt="" /></p>
<p><img src="http://www.mowjcamp.com/files/file/1213" alt="" /></p>
<p><img src="http://www.mowjcamp.com/files/file/1215" alt="" /></p>
<p><img src="http://www.mowjcamp.com/files/file/1219" alt="" /></p>
<p>You can see rest of photos here</p>
<p><a href="http://www.mowjcamp.com/article/id/1231">http://www.mowjcamp.com/article/id/1231</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/307/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/307/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/307/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=307&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/07/22/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%aa%d8%b5%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d8%b0%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.mowjcamp.com/files/file/1209" medium="image" />

		<media:content url="http://www.mowjcamp.com/files/file/1211" medium="image" />

		<media:content url="http://www.mowjcamp.com/files/file/1213" medium="image" />

		<media:content url="http://www.mowjcamp.com/files/file/1215" medium="image" />

		<media:content url="http://www.mowjcamp.com/files/file/1219" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>شفيعی كدكنی&#8230;</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/07/22/%d8%b4%d9%81%d9%8a%d8%b9%db%8c-%d9%83%d8%af%d9%83%d9%86%db%8c/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/07/22/%d8%b4%d9%81%d9%8a%d8%b9%db%8c-%d9%83%d8%af%d9%83%d9%86%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Jul 2009 17:43:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[اميد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=304</guid>
		<description><![CDATA[پيش از شما به سان شما بی ‌شمارها  با تار عنكبوت  نوشتند روی باد  كين دولت خجسته‌ی جاويد زنده باد!<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=304&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="color:#000;">پيش از شما</div>
<div style="color:#000;">به سان شما</div>
<div style="color:#000;">بی ‌شمارها </div>
<div style="color:#000;">با تار عنكبوت </div>
<div style="color:#000;">نوشتند روی باد </div>
<div style="color:#000;">كين دولت خجسته‌ی جاويد زنده باد!</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/304/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/304/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/304/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/304/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/304/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/304/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/304/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/304/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/304/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/304/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=304&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/07/22/%d8%b4%d9%81%d9%8a%d8%b9%db%8c-%d9%83%d8%af%d9%83%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بیانیه شماره 9 میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/07/02/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-9-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d8%b9%d9%84/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/07/02/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-9-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d8%b9%d9%84/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 02 Jul 2009 00:04:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[اميد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=288</guid>
		<description><![CDATA[هموطنان عزیز همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=288&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">هموطنان عزیز</p>
<p dir="rtl">همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟</p>
<p dir="rtl">از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.</p>
<p dir="rtl">خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.</p>
<p dir="rtl">باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.</p>
<p dir="rtl">باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.</p>
<p dir="rtl">به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟</p>
<p dir="rtl">به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.</p>
<p dir="rtl">به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.</p>
<p dir="rtl">مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.</p>
<p dir="rtl">به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.</p>
<p dir="rtl">چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟</p>
<p dir="rtl">مردم!</p>
<p dir="rtl">ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. </p>
<p dir="rtl">ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  </p>
<p dir="rtl">مردم!</p>
<p dir="rtl">علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.</p>
<p dir="rtl">تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا <strong>تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست</strong>.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که <strong>اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.</strong></p>
<p dir="rtl"> امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.</p>
<p dir="rtl">امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.</p>
<p dir="rtl"><strong>مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم</strong>. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:</p>
<p dir="rtl">- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.</p>
<p dir="rtl">به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.</p>
<p dir="rtl">- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.</p>
<p dir="rtl">- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.</p>
<p dir="rtl">- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.</p>
<p dir="rtl">- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.</p>
<p dir="rtl">- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.</p>
<p dir="rtl">شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.</p>
<p dir="rtl">در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.</p>
<p dir="rtl">در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.</p>
<p dir="rtl">گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:</p>
<p dir="rtl">- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی</p>
<p dir="rtl">- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند</p>
<p dir="rtl">- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات</p>
<p dir="rtl">- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها</p>
<p dir="rtl">- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل</p>
<p dir="rtl">- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر</p>
<p dir="rtl">- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور</p>
<p dir="rtl">- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور</p>
<p dir="rtl">- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی</p>
<p dir="rtl">- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی</p>
<p dir="rtl">در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. </p>
<p dir="rtl">                                                                                                میر حسین موسوی</p>
<p dir="rtl">                                                                                                    10/4/88</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/288/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/288/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/288/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/288/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/288/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/288/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/288/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/288/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/288/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/288/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=288&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/07/02/%d8%a8%db%8c%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87-%d8%b4%d9%85%d8%a7%d8%b1%d9%87-9-%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%88%d8%b3%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d8%b9%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>کلمه طیبه اصلش در زمین است، شاخه‌هایش در آسمان</title>
		<link>http://khaneamabrist.com/2009/06/30/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%b7%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4/</link>
		<comments>http://khaneamabrist.com/2009/06/30/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%b7%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 14:47:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>نیایش</dc:creator>
				<category><![CDATA[اميد]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان]]></category>
		<category><![CDATA[موج سبز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://khaneamabrist.com/?p=285</guid>
		<description><![CDATA[چقدر این نوشته &#8220;سیبستان&#8221; دلنشین است&#8230; مرهمی بر قلبی که سخت گرفته بود گذاشت. با اجازه آقای جامی‌ اینجا می اورم: از طناب دروغ به آسمان نمی توان رفت دوستان مان را بازداشت می کنند، مردمان مان را از زن و مرد و کوچک و بزرگ لت و کوب می کنند، ملت مان را سوگوار [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=285&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر این نوشته &#8220;<a href="http://sibestaan.malakut.org/">سیبستان</a>&#8221; دلنشین است&#8230; مرهمی بر قلبی که سخت گرفته بود گذاشت. با اجازه آقای جامی‌ اینجا می اورم:</p>
<p><strong><a href="http://sibestaan.malakut.org/">از طناب دروغ به آسمان نمی توان رفت</a></strong></p>
<p align="right">دوستان مان را بازداشت می کنند، مردمان مان را از زن و مرد و کوچک و بزرگ لت و کوب می کنند، ملت مان را سوگوار کرده اند، چشم در چشم ما می دوزند و دروغ می گویند، ستمگری را با اوباشیگری آمیخته اند و رجاله ها را به جان مردم انداخته اند. امنیت کار و خانه و زندگی و محله مردم را به بازی گرفته اند. بچه هامان را در سلول انفرادی نگاه می دارند بی انکه جرمی کرده باشند. هر کس را سخنی به اعتراض و مخالفت بگوید سرکوب می کنند. دین محمدی را به گروگان گرفته و مصادره کرده اند. دین محمد امین را به دروغ و وقاحت آلوده اند. خود را اعلم مردم و مجاهد انحصاری دین و قیم عوام و خواص و مجتهد و روشنفکر می دانند. هیچ چیز در چشم ایشان حرمت ندارد و هیچ کس جلودارشان نیست. امام جمعه شان دهان به یاوه و گزافه باز می کند و جان و مال مردمان را مباح می شمارد. کارهامان برای هزارمین بار به تعویق و تعطیل می افتد و عواطف مان زخمی می شود. هیچ کس تمرکز ندارد. هیچ کس باور نمی کند که چنین دیوی در این جماعت اینهمه سال زیسته و اکنون سربرآورده است. مردمان دلشکسته هر گوشه زانوی حیرت به بغل گرفته اند یا آه حسرت برآورده اند. هر جمعی به سنگ و مشت و چماق پراکنده می شود. هیج مامنی باقی نمانده است. همه قانون ها تعطیل شده است. راههای زمین تنگ و دست دعا به آسمان بلند شده است.</p>
<p>برای ما چه مانده است جز کلمات؟ جز صدامان و سخن مان. جز قلبی که نمی خواهد آلوده دروغ شود. آنها همه قدرت مادی خود را به صحنه آورده اند. اما اگر دست و پا و بازوی ما را بشکنند اگر دل ما را بشکنند ما هنوز کلمات مان را داریم. ما آسمان را داریم. ما آن شجره سبز را داریم که زیر آوار زمستان دروغ می ایستد و بهار را انتظار می کشد. بهار نزدیک. بهار در راه.</p>
<p>ما به کلمات طیبه ایمان داریم و به کلمه خبیثه و کلمات بی ریشه خبیثان کافریم. قدرت کلمه طیبه بالاتر از هر قدرتی است. این وعده خداوند است. کلمه طیبه مانند شجره طبیه است. اصل اش در زمین و شاخه هاش در آسمان است (ابراهیم 24). و خداوند به آن اعتبار می بخشد و آن را بلند می دارد. ما را سر آن نیست که در برابر آنان که کلام خداوند را تبدیل می کنند (فتح 15) و تحریف می کنند (بقره 75) تا مردم را بفریبند سر تسلیم فرود اوریم. آنها به چوب و سنگ و حبس و زجر به خیال خود پیش می روند و ما می دانیم که اصل دین و اصل جهان کلمه طیبه است و نمی توان به دروغ کلمه الله را پوشاند. کلمه کسانی که کافر شدند و پا روی حق گذاشتند و آن را پوشاندند به حکم سنت الهی کلمه پست و سفلی است (توبه 40) و برای آنها پیروزی نیست. این کلمه الله است که برترین کلمات است. کلمه الله هی العلیا.</p>
<p>مسیح کلمه طیبه خداوند بود. محمد معجزه اش کلام بود. موسی به تاج تکلیم عزت یافت. اصلا آدم به تلقی کلمات پروردگارش آدم است(بقره 37). و تمت کلمه ربک صدقا و عدلا(انعام 115). کلمه خدا چگونه ممکن است با کذب و جور و فریب پیوند بخورد؟ چگونه می توان به ستم عدالت برقرار کرد؟ و کدام عدالت برتر از تسلیم شدن به پیمان و عهد با جماعت است؟ کدام جفا بزرگتر از ایستادن در برابر مردمی است که امانت به دست تو داده اند و آن را طلب می کنند؟ حاشا کردن امانت ایمان است؟ بکشی و حاشا کنی؟ زندان کنی و حاشا کنی؟ دروغ بگویی و حاشا کنی؟ در دین محمد امین از این جرم بالاتر؟ کدام پیامبر چنین سیره ای داشته است؟ کدام رسول چنین در خدعه و خوارداشت مردم اش غرق بوده است؟ این دین اسلام است یا دین اشرار است؟ از این افترا بالاتر به دین خداوند؟ فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا؟ (کهف 15) از کسی که به دین خدا افترا می بندد ستمکارتر کیست؟ داستان یوسف و گرگ است. پیرهن پاره خونینی آورده اید که هان یوسف را گرگ درید؟ گرگی نبود. شما گرگ بودید. با اینهمه بینه باز هم پای بر دروغ و مشی کذب می فشارید. قتل و حبس و آزار دروغ را حقیقت نمی کند. نمی کند.  قرآن ما سراسر بیانیه ستیز با دروغ است. قرآن شما چیست که یکسره کذب و دروغ را تجویز می کند؟ دروغ را چه نسبت است با کلام الله؟ با کلمه حق؟ با کلمه طیبه؟ از طناب دروغ به آسمان نمی توان رفت. آن نردبام شجره طیبه است که بر شاخ آن می توان امید آسمانی شدن بست. </p>
<p>اگر هنوز دل هاتان از سیاهی کبره نبسته است اگر هنوز جایی برای دیدن نور در دلهاتان باقی ست مانند حر ترک سپاه دروغ گویید یا منتظر عذابی بزرگ باشید. این وعده خدایی است که بین ما مشترک است:  و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین (انفال 7) و این اراده خداوند است که حق را با کلمات خویش تحقق بخشد و بیخ پوشندگان حقیقت را بکند. شما ممکن است بزرگ باشید و بزرگی بفروشید. اما الله اکبر. خدای مردم بزرگتر است.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/khaneamabrist.wordpress.com/285/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/khaneamabrist.wordpress.com/285/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/khaneamabrist.wordpress.com/285/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/khaneamabrist.wordpress.com/285/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/khaneamabrist.wordpress.com/285/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/khaneamabrist.wordpress.com/285/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/khaneamabrist.wordpress.com/285/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/khaneamabrist.wordpress.com/285/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/khaneamabrist.wordpress.com/285/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/khaneamabrist.wordpress.com/285/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=khaneamabrist.com&blog=1609997&post=285&subd=khaneamabrist&ref=&feed=1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://khaneamabrist.com/2009/06/30/%da%a9%d9%84%d9%85%d9%87-%d8%b7%db%8c%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/d65756a12eb97f600fab7550bf1727b3?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">نیایش</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>