خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسته‌ی ‘ایمان’

نوشته را کامل بخوانید »

پاکان آخرالزمان!

منتظر مانده بودم تا ماشین کمی گرم شود آنوقت راه بیافتم. سرم پایین بود و به هفته ی سخت گذشته فکر می کردم. از خودم، از دنیا، از همه چیز خسته بودم. از بی خوابی درمانده بودم. از شرایط زندگی سخت و سنگین خود شاکی بودم. سر آن نداشتم که با هیچ بنی بشری به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

چقدر این نوشته “سیبستان” دلنشین است… مرهمی بر قلبی که سخت گرفته بود گذاشت. با اجازه آقای جامی‌ اینجا می اورم: از طناب دروغ به آسمان نمی توان رفت دوستان مان را بازداشت می کنند، مردمان مان را از زن و مرد و کوچک و بزرگ لت و کوب می کنند، ملت مان را سوگوار [...]

نوشته را کامل بخوانید »

الهم لبيك…

الهم لبيك… لا شريك لك لبيك… ان الحمد و النعمة لك و الملك… لا شريك لك لبيك… Photo: Roslan Rahman/Agence France-Presse — Getty Images

نوشته را کامل بخوانید »

با واژگان تب

با چشمان نیمه بازم به سقف نگاه می کنم. از تب می سوزم. راه طولانی تا اینجا آمده ام. از تهران تا مشهد. همه رفته اند زیارت. من اما تنها به سقف خیره مانده ام. تب و تنگی نفس و بیماری مانع آن شده است که مثل همه به زیارت بروم. تا به حال اینهمه [...]

نوشته را کامل بخوانید »

خواب شیرین

یادم می آید آنوقت ها که کودک بودم کتابی داشتم با نوشته های درشت و زرین. به سبک کودکانه. رویش نوشته بود “سخنان گوهربار مولای متقیان”. الان هرچه فکر می کنم به خاطرم نمی آید چه کسی آنرا به من هدیه داده بود. پدر آنموقع ایران نبود. مادر هم با کار و مشغله روزانه حتما فرصت [...]

نوشته را کامل بخوانید »